تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
به عثمان نوشتند ، و يك تن از آنان را به خليفه رسانيد ولى عثمان پاسخى به آن نامه نداد ، و امر فرمود تا فرستاده مصريان را به خفت از خانهء وى براندند . مصريانى كه به عثمان روى نهاده بودند ، بالغ بر ششصد تن بودند ، و به چهار دسته تقسيم مىشدند كه بر هر دسته فرماندهى تعيين شده بود و متفقاً فرماندهى كل را در عهدهء عمروبن‌بديل ( كه از اصحاب رسول خددا بود ) و عبدالرحمن بن عديس نهاده بودند . متن نامه مصريان را به عثمان چنين نوشته‌اند : بسم الله الرحمن الرحيم اما بعد ، اين را بدان كه : ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما و ما بانفسهم : پس خداى را فرا چشم تو مىداريم ، و تو را از خشم و غضب او بيم مىدهيم . خداوند ترا دنيا ارزانى داشته است ، پس آخرتت را از دست مده ، زيرا نبايد بهرهء خويش را در آخرت ناديده بگيرى و آن را دستخوش فراموشى سازى . اين را بدان كه ما تنها در راه رضاى خدا خشمگين شويم و هم در راه او خشنود مىگرديم ، و اكنون كه در راه خدا قيام كرده‌ايم ، شمشيرهاى آختهء خود را از گردن بازنگيريم و آرام ننشينيم ، تا مگر تو ، آشكارا از اعمال گذشته‌ات توبه كنى ، و وضع خود را در برابر ما روشن نمائى . ما بدينوسيله سخنان و پيشنهادهاى خود را به سمع تو رسانديم ، و در برابر تو ، خداى يار و پشتيبان ماست ! » والسلام

عثمان با شورشيان پيمان مىبندد

بلاذرى مىنويسد : « 1 » مغيره بن شعبه ، از عثمان خواست تا اجازه دهد با
هامش
( 1 ) انساب الاشراف بلاذرى 5 / 111 تا 112 .