سازنده اجتناب ورزد ؛ و در پيشبرد دستهاى بر دستهء ديگر علاقه نشان ندهد حتى اگر يكى از آن دو دسته مذهب وى باشد . اغراق نيست اگر گفته شود ؛ آقاى عسكرى در نحوهء بحث و تحقيق خود ؛ قاعدهاى متين و استوار نهاده است . چيزى كه در اين كتاب بيشتر از صورت ظاهرش محققين را به خود جلب مىكند ، و تمجيد و تحسين آنان را بر ميانگيزاد اينست كه وى توانسته است در آن ، قانون كلى را عملًا در بحث علمى خود رعايت كند و احاديث ام المؤمنين را با حزم و احتياطى كامل تجزيه و تحليل نمايد و حقيقت را با تمام مظاهرش آشكار سازد . . .
قتل على ( ع ) و شكر عايشه
قرائن تاريخى ما را وا ميدارد كه در پارهاى از احاديث امالمؤمنين شك و ترديد نمائيم ، از قبيل احاديثى كه از خلافت شيخين - بدون آنكه نامى از على ببرد - سخن مىگويد ، همچنين احاديثى كه شامل فضائل شيخين و عثمان و روش على است ، چه در آنها بى شك عاطفه و علاقه ، نقش مهمى را ايفا كرده است زيرا مقام وى نسبت به ابوبكر مقام پدر و فرزندى بوده است همچنانكه سخنش در حق عمر با بيانش دربارهء على - كه رقيب ابوبكر و عمر به حساب مىآمد - فرق فاحش دارد ! از طرفى قيام او عليه عثمان ، و تحريك مردم بريختن خون او ، و سپس قيام به نام خونخواهى از وى دليل ديگرى است كه ما را وا ميدارد كه گفتههايش را بديده شك و ترديد بنگريم .
همچنين اقداماتى را كه بر ضد على نمود ، و كمكهائى را كه به شمنان وى كرد ! دست يكى كردن با طلحه و زبير كه عهد و پيمان خود را با على شكستند ! بر پا نمودن آتش جنگ جمل . . . خود نمودار بارزى از كينه و عداوت ديرينهء او با امام پرهيزكارى چون على است كه بدان وسيله اختلاف و تفرقه بين گروه مسلمانان ايجاد نمود ! از على رنجى بر دل داشت كه او را آرام نمىگذاشت حتى در ان هنگام كه خبر كشته شدن امام را شنيد سجدهء شكر به جاى آورد و به اين بيت تمثل جست .
فالقت عصاها و استقر بها النوي * كماقر عيناً بالاياب المسافر ! ! « 1 »
هر يك از احاديث او وابسته به يكى از اين قبيل وقايع مهم تاريخى است كه در برابر آن بايستى جانب حزم و احتياط را رعايت نمود ؛ و صرفنظر از شخصيت
هامش
( 1 ) ااز تكاپو باز ايستاد و آرام گرفت همچنانكه ديده مسافر به زادگاهاش روشن شود .