حقيقت ، و به تمام قلب خواهان درك فلسفهء تاريخ اسلام و بينائى به علل ، و تاريخ تشريع ، و اصول آن مىباشد تقديم داشته است . او هنگامى به اين بحث و تحقيق پرداخت كه در مقابل خود ، پيراون زندگى امالمؤمنين عايشه ، مدارك غير قابل ترديدى را مشاهده كرد كه با توجه ، و اتكاء به همان مدارك ، تنها براى ارائه حق و حقيقت ، آزادانه افكار و عقيدهء خود را ارائه كرده است .
گرچه همين حقگوئى و حقيقتطلبى خود از نظر كوتاه فكران ، و آنان كه انتقاد و صدور حكمى را به هر اسم و رسمى كه باشد عليه هر يك از اصحاب جرمى نابخشودنى است ، چه انان هر دستهء از اصحاب را تا حدى كه خود معين كردهاند قابل بررسى و بحث مىشمارند . . .
آقاى عسكرى در اين كتاب به تمام معنى روش محققين و صرافان ، مورد بحث و بررسى علمى خود را بر مبناى نظم و ترتيب و دقت قرار ميدهد ، و در مقدمهء آن مشاكل و موانعى را كه بر سر راه جويندگان حقيقت خودنمائى مىكند شرح داده است .
از جمله اينكه ممكن است محققى پاىبند عواطف و احساسات خويش باشد و دستهاى را بر د ستهء ديگر و شخصى را بر شخص ديگر بر مبناى تعصّب برترى دهد ؛ در حالى كه حقيقت بر خلاف آن باشد . و يا اينكه مغرض باشد و حق را بلطائف الحيل مكتوم و پوشيده دارد . اين شيوهء بعضى از نويسندگان است كه مىكوشند تا بين دو رأى مخالف توافقى ايجاد نمايند . البته اين توافق ظاهراً خوشآيند است ؛ ليكن قدر مسلم اين است كه حق در دو جنبهء متناقض و دو رأى مخالف جمع نخواهد شد .
آقاى عسكرى توانسته است سلسله مباحث خود را از اين قبيل عيوب كه بر سر راه بحث و تحقيق هر محققى خودنمائى مىكند بدور دارد ، هدفش مشخص بوده و در تعقيب آن از موضوع خارج نشده و دايره مدار كارش را اشخاص و مقاماتى كه داشتهاند قرار نداده . بلكه هدف اصلى را كه فقط پىجوئى از حق و حقيقت بوده است تعقيب كرده است .
بعلاوه ؛ وى توانسته است كه عواطف و احساسات خود را كنار گذارد ، و تنها عقل را در حكمى كه ميدهد دست گشاده رها سازد ؛ از تعصب كور كننده و گمراه
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 21
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢١