كوششهاى امام براى فرونشانيدن آتش فتنه
فاجتمع المهاجرين و غيرهم الى على فسألوه ان يكلم عثمان و يعظه :
« مهاجرين و انصار پيرامون امام على جمع شده از او
خواستند تا با عثمان به گفتگو نشيند و او را پند و اندرز دهد
تا مگر آتش فتنه خاموش شود . »
بلاذرى
ابن اعثم در تاريخ خود مىنويسد « 1 » : عدهاى از سرشناسان مصر ، به قصد شكايت عبدالله بن ابى سرح به مدينه آمده يكسر به مسجد رسول خدا وارد شدند . در آنجا گروهى از اصحاب پيغمبر از مهاجر و انصار را ملاقات كردند . اصحاب از ايشان علت مسافرتشان را به مدينه جويا شدند ، آنها در پاسخ گفتند :
- از ستم فرماندار خود به شكايت آمدهايم : على به آنها فرمود :
- در كار خود شتاب ، و در داورى عجله نكنيد ، شكايت خود را به خليفه عرضه داريد و او را در جريان امر يگذاريد ، چه امكان آن مىرود كه فرماندار مصر مطابق ميل خود و بىدستور از خليفه با شما رفتار كرده باشد . شما نزد خليفه رويد ، و گرفتارىهاى خود را بازگوئيد ، چنانچه عثمان بر او سخت گرفت و وى را از كار بر كنار كرد ، به هدف خود رسيدهايد . و چنانچه كارى نكرد و او را در عمل خود تثبيت و تأييد نمود ، آن وقت خود دانيد !
هامش
( 1 ) تاريخ ابن اعثم 46 - 47 .