تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
مصريان از او تشكر كردند و او را دعاى خير گقتند و اضافه كردند : - حق همين است كه بيان داشتى ، ولى استدعا داريم كه همراه ما در مجلس خليفه حضور همرسانى ! على جواب داد : - احتياجى به وجود من نيست ، همين اندازه كه خود نزد او رويد و او را در جريان كار خود بگذاريد كافى است . مصريان گفتند : - گرچه موضوع همين است ولى با اين وصف مايليم كه تو هم حضور داشته شاهد بر ما وقع باشى ! على در پاسخ آنها گفت : - آنكه از من قويتر ، و به جميع خلايق مسلطتر ، و بر بندگان دلسوزتر است ، بر شما شاهد و ناظر خواهد بود . اشراف مصر به در خانهء عثمان رفتند و اجازهء ورود خواستند . چون بر عثمان وارد شدند ، خليفه مقدم آنان را گرامى داشت ، و آنان را در پهلوى خود جاى داد . آنگاه پرسيد : - براى چه آمده‌ايد ؟ و چه چيز شما را واداشته كه بدون اجازه شخص من و يا كارگزارم از مصر خارج شويد ؟ ! - آمده‌ايم تا از تو ، و كارهايت گلايه و شكايت كنيم ، و از كارهائى كه از عاملت سر مىزند تظليم نمائيم ! . سپس ابن اعثم دلايلى را كه آن گروه عليه عبدالله به خليفه عرضه داشته‌اند ، و مطالبى كه بين آنها و عثمان رد و بدل شده است بيان مىكند .

قيام مردم مدينه عليه عثمان

كارهاى نارواى عثمان و اطرافيان و فرماندارش بالا گرفت و شكايت‌ها و اعتراض‌هاى مردم ستمديده به جائى نرسيد ، موج اعتراض و نارضائى از اطراف كشور پهناور اسلامى برخاست و سرانجام مدينه مركز حكومت را نيز تكان داد . بلاذرى اين حوادث را چنين تشريح مىكند : چون عثمان به خلافت نشست ، عده‌اى از اصحاب رسول خدا ( ص ) حكومت او را خوش نداشتند زيرا عثمان سخت فاميل دوست بود .
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 216 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى