تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
يكسر به نزد ام‌سلمه رفت و او را نيز دريافت كه از جريان كار عمار و ظلمى كه بر او رفته است سخت ناراحت است .

عايشه به يارى از عمار

جريان كار عمار چون به گوش عايشه رسيد برآشفت و به عنوان اعتراض به رفتار عثمان ، موئى از موى رسول خدا ( ص ) و پيراهن و كفشى از آن حضرت را بيرون آورد و بدست گرفت و بانگ برداشت : « چه زود سنت و روش پيغمبر ( ص ) خدا ؛ صاحب اين موى و پيراهن و كفش را پشت سر انداخته‌اى ! در حالى كه اينها كه آثار آن حضرتند ، هنوز كهنه نشده و از بين نرفته‌اند ! . » جمعيت در مسجد چون دريائى به تلاطم درآمد و بانگ سبحان الله ، از آنان برخاست . عمرو عاص كه عثمان او را از حكومت مصر معزول ، و عبدالله‌بن ابىسرح را بجايش تعيين و اعزام داشته و از عثمان سخت رنجيده بود ، بيش از ديگران اظهار تعجب و حيرت كرده ؛ پىدرپى و بلند بلند سبحان الله مىگفت ! ! در اين ميان ، عثمان چنان خشمناك و عصبانى شده بود كه نمىدانست چه بگويد « 1 » .

در دفن ابن‌مسعود و مقداد

جريان دفن ابن‌مسعود نيز باعث آن گرديد كه عمار ، مورد خشم عثمان قرار گيرد . ابن‌مسعود ، هنگام مرگ وصيت كرده بود ، كه عمار بر او نماز گزارد ، و عثمان را آگاه نسازد تا براى نماز بر او حاضر شود عمار فرمان برد و مطابق سفارش وى عمل كرد ، چون عثمان از ما وقع خبر يافت ، بر عمار خشم گرفت . اما ديرى نگذشت كه مقداد نيز بدرود گفت ، او نيز چون ابن‌مسعود به عمار سفارش كرده بود كه عثمان بر جنازه‌اش نماز نخواند . عماد بر مقداد نماز گزارد و او را به خاك سپرد ، و عثمان را خبر نكرد .
هامش
( 1 ) بلاذرى 5 / 48 .
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 200 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى