تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
و بنا بروايتى دنبالهء اين داستان چنين است : صحابه چون خشم و ناراحتى رسول خدا را ديدند ، از عمار خواستند كه خود وسيله‌اى برانگيزد و رسول خدا را از اين ناراحتى بيرون آورد . پس عمار در حالى كه بارى سنگين از خشت برداشته بود روى به رسول خدا كرد و با خنده گفت : « اى رسول خدا اصحاب ( ص ) تو مرا كشتند ؛ زيرا آنچه را كه خود قادر به حمل آن نيستند بر من بار مىكنند : رسول خدا در حالى كه به دست خويش خاك از موى مجعد عمار مىسترد فرمود : « آه ! اى فرزند سميه ! اينان ترا نمىكشند ، كشندگان تو گروه سركشانند ! » . « 1 » رسول خدا ( ص ) در بسيارى از موارد ، از عمار تعريف و تمجيد نموده است . از جمله ، در آن موقع كه خالد بن وليد بر عمار خشم گرفت و به تندى با او سخن گفت . آن حضرت فرمود : « هر كه به دشمنى با عمار برخيزد خداى با او دشمن گردد ، و هر كه كينهء عمار بدل گيرد ، ايزد بر او خشم نمايد » . عمار ، در ركاب على در جنگ جمل شركت جست ، در نبرد اخير به هيچ سوى رزمگاه روى نمىآورد مگر آنكه ياران پيغمبر خدا ( ص ) او را دنبال مىكردند . گوئى فرمايش آن حضرت هنوز در گوششان صدا مىكرد كه فرموده بود : تو ! بىشك به دست گروهى سركش و گمراه كشته خواهى شد : « تقتلك الفئة الباغية » عمار پيش مىرفت ، و اصحاب رسول خدا او را دنبال ميكردند . او در جنگ صفين چنين رجز مىخواند : « امروز ، روزى است كه با ياران خود ، محمد ( ص ) و حزب او ديدار مىكنم « 2 » سرانجام ، عمار در همان جنگ و بدست سپاهيان معاويه‌بن ابىسفيان كشته شد ! و بر سر كسب افتخار كشتن او دو تن از آنان بجان يكديگر افتادند . عمروعاص گفت : به خدا كه اينان بر سر رفتن بجهنم با يكديگر مىجنگند ، بخداى سوگند ؛ آرزو دارم
هامش
( 1 ) و فرمايش آن حضرت : ويح ابن سميه ليسوا بالذى يقتلونك انما تقتلك الفئه الباغيه . ( 2 )اليوم القى الاحبه * محمداً و حزبه .
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 195 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى