تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
به اين ترتيب حاكم مشروبخوار ديروز ، امين صندوق دولت و مأمور جمع‌آورى وجوهات آن گرديد ! ! * * * چند برگى از تاريخ زندگانى وليدبن‌عقبه را ورق زديم ، او را آدمى عجيب و ياران و دوست‌دارانش را مردمى عجيب‌تر از او يافتيم . وليد را مردى شناختيم كه در ميان مردم به زنا و ميخوارگى شهره يافته ، در قرآن به فاسق معرفى شده است و همين نام به تنهائى شخصيت و موقعيت و مقام وى را در اجتماع تا حد قابل ملاحظه‌اى نشان مىدهد . او تا انجا در ضعف نفس و بىقيدى برادرش عثمان كه در رأس كشور اسلامى قرار گرفته مسلط است كه مىتواند او را بهر پهلو كه بخواهد ، بخواباند . كما اينكه ديديم چگونه در او نفوذ كرد ، تا دستش در جان و مال مسلمانان گشاده كشت و بر مردم حكومت يافت . عنوان برادرى با خليفه را دست‌آويز پيشرفت آمال و هوسرانيهاى خود قرار داد ، و در سايه اين مصونيت كه از بركت مقام خلافت شامل او شده بود تا حد غير قابل تصورى آزادانه و بىباك اسب مراد و شهوات خود را به جولان درآورد . شاعر مسيحى همپايه خود را سرزمين وسيعى بخشيد ، و برايش از گوشت خوك و شراب ، از بيت‌المال مسلمين جيره و مستمرى تعيين كرد ! و او را سر خوش و مستانه به مسجد و عبادتگاه مسلمانان داخل مىنمود . جادوگر يهودى را به مسجد آورد ، تا در آنجا ، در مسجد و محل عبادت خدا براى سرگرمى حاكم فاسق بساط شعبده و جادو ، و نيرنگ‌سازى خود را پهن كند و جناب وليد را مشغول و خوشحال سازد . خودش سر خوش و مست ، تلوتلو خوران ، با جامه مجلس عيش و نوش به مسجد آمد و در محراب عبادت بايستاد و به عنوان امام جماعت با مردم نماز گزارد و دو ركعت نماز صبح را از فرط مستى چهار ركعت خواند و در سجده به جاى تسبيح از شدّت مستى و بيخودى دم از شراب و رباب زد و در محراب عبادت استفراغ كرد و آن را آلوده ساخت .