تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
داشت بر او بانگ زد . اى فرزند ابىمعيط ! شگفت‌آور است كه خود را سخت گم كرده‌اى . گوئى تو غافلى از اينكه ، همان غلام‌زادهء اهل صفوريه هستى ! « 1 » چون وليد چنين ديد ، روباه صفت از زير دست رفت و پاى على بخزيد و به اين سو و آن سو گريخت ، ولى على ( ع ) او را بگرفت ، و بر زمين كوبيد ، و براى اجراى حد شرعى تازيانه بر پشتش فرود آورد . عثمان چون خفت برادر را تا به اين حد مشاهده كرد ، به على اعتراض نمود و گفت : - تو حق چنين رفتارى را با او نداشتى ! على در پاسخ فرمود : - حق دارم . و بدتر از اين هم سزاوار كسى است كه فسق ورزد ، و از چنگال عدالت و اجراى قانون الهى فرار كند : وليد چون حد خورد چنين خواند :
باعد ما بينى و بينكم * بنى اميه من قربى و من نسب ان يكثر المال يذمم فعالكم * و ان يعش عائلا مولاكم يخب « 2 »
گويند ، پس از اينكه حد بر وليد جارى شد ، از عثمان خواستند ، تا به رسم حد خوردگان سر او را بتراشند ولى او زير بار نرفت و گفت : عمر چنين كرد ، ولى در پايان حكومتش آن را ترك كرده بود ! پس از اينكه وليدبن‌عقبه بر اثر ميخوارگى از حكومت كوفه معزول گرديد و حد شرعى بر او جارى شد ، عثمان به يك باره دستش را از امور دولتى كوتاه نكرد ، اين نوبت او را مأموريت داد ، تا زكوه دو قبيله كلب و بلفين را جمع‌آورى نمايد ؛
هامش
( 1 ) صفوريه دهى بوده است در اردن ، و در مورد كنايهء عقيل به ابتداى فصل وليد مراجعه فرمائيد و نسب او را از نو بخوانيد . ( 2 ) مفهوم شعر چنين است : بنىاميه ؟ خدا بين من و شما را از خويش و بستگى جدائى اندازد . چه هر كه از شما توانگر شد شما با او خوش رفتاريد ، و اگر فقير گرديد او از شما نااميد است .
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 186 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى