اين فاسق لاابالى ، حتى وقتى كه او را براى رسيدگى به اعمالش به مدينه احضار كرده بودند ، و اشراف كوفه براى عذر تراشى از اعمال خلاف رويهاش نزد خليفه ، به همراهى وى عازم مدينه شده بودند در همان وقت نيز دم از شراب و بوالهوسى و مطرب و ساز زد در حالى كه مىدانست مخصوصاً براى همين موضوع او را به محاكمه فرا خواندهاند ، و احياناً حد و تنبيه شرعى در انتظار او است !
عموماً مسمانان از نحو رفتار حكومت وقت ناراضى و اعتراضات خود را مرتباً اعلام مىداشتند .
اينها و مانند اينها باعث هيجان افكار عمومى شده بودند تا جائى كه بحث شبانهروزى مردم اعمال خلاف رويه حكومت وقت و عمال فاسق و از خدا بىخبر آن شده بودند .
همين گفتگوها و اعتراضات جسته گريخته نشانگر انقلاب قريبالوقوع و قيام مردم عليه حكومت و مركز قدرت مطلقه بود كه گهگاه به صورت پرخاش ابنمسعود و اعتراضات عمار و ابوذر و جندب و ديگر سران صحابه رسول خدا خودنمائى مىكرد .
اما در اين ميان وجود دو شخصيت بارز بيش از هر كس ديگر توجه مسلمانان آن روز را به خود معطوف مىداشت .
نخستين علىابنابيطالب عليه السلام شخصيت معروف و زبانزد مردم بود كه ميان تمام صحابه بزرگ پيغمبر خدا و عموم مسلمانان ، تنها او بود كه حد شرعى را در برادر خليفه و عليرغم تمايل شخصى او جارى ساخت بدون اينكه توجهى به خشم و ناراحتى عثمان نمايد ، و يا اينكه از انتقامكشى خاندان بنىاميه ، به دل هراسى راه دهد ، و از نتيجه آن انديشهاى نمايد .
از تصادف شگفتانگيز و نادر اينكه امام ، اين شخصيت معروف و يگانه روزگار ، بنا به فرمان رسول خدا ( ص ) پدر همين فاسق تبهكار را كه امروز به جرم عدم رعايت موازين شرعى و تجاهر به ميخوارگى ، زير ضربات تازيانهاش قرار گرفته ، گردن زده است ، پس على حق داشت كه بگويد : بگذار كه قريش مرا جلاد خويش بخواند .
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 188
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٨٨