تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
در صورتى كه اگر نبوغ و استعداد ام‌المؤمنين در بر انگيختن احساسات مردم دخالتى نداشت ورهبرى مخالفان عثمان را خود بر عهده نمىگرفت ، چنان اتفاقى هرگز به وقوع نمىپيوست . از طرفى مىدانيم كه از بانوان پيغمبر خدا ( ص ) تنها او نبود كه حيات داشت . حفصه و ام‌سلمه و ام‌حبيبه نيز زنده بودند ، و هر كدام به سهم خود در پاره‌اى از امور سياسى كشور دخالتى داشته‌اند ولى هيچ‌كدام آنها در اين زمينه بخصوص ( برانگيختن احساسات له و عليه تا همان اندازه كه خود بخواهد ) به پاى ام‌المؤمنين نرسيده چنين هنرى از خود نشان نداده است . ضمناً چنين برميايد كه عثمان بر خلاف سنت دو خليفه پيشين ، براى خود مسندى تهيه ديده بود كه بر روى آن مىنشست و ابوسفيان سردمدار مخالفان پيغمبر خدا ( ص ) و فرمانده و رئيس قواى مشركين و همچنين برادر تبهكار و مشروب‌خوارش ، و نيز « حكم » راند شدهء رسول خدا را در نشستن بر آن مسند با خود شريك مىساخت . حكم فرزند ابىالعاص - عموى خود را - كه رسول خدا او را نفى بلد كرده و از خويشتن رانده و لعنت كرده بود ، بر خلاف انتظار مسلمانان ، او را از هر كس ديگر بدستگاه خلافت مقرب‌تر داشته ، در حقش چنان مقام م منزلتى قائل بود كه به احترامش از جاى بر مىخاست و او را بجاى خود مىنشانيد و خود زير دستش مىنشست ! ! . و نيز ديديم كه نيمه‌اى از شرق كشور را تنها بعنوان استمالت و دل‌جوئى ، به تيول برادر ديوانهء تبهكار خود داده بود ، و دست چنان شخص وقيح و بىشرمى را در تصرف بيت‌المال مسلمين باز گذارد ، و در مقابل ، صحابى جليل‌القدرى چون ابن‌مسعود را با آنهمه سابقهء درخشان ، بجرم اعتراض به اعمال خلاف همين برادر فاسق و عزيز بلاجهتش سياست كرد و او را با چنان كلامى ركيك و زشت دشنام و ناسزا داد ، و مقرر داشت تا او را بخفت و خوارى از مسجد برانند كه در نتيجهء اجراى امر او استخوان دنده آن پيرمرد شكسته شد . و سپس مقررداشت كه حقوق او را از بيت المال نپردازد و از شركتش در جهاد با كفار نيز ممانعت به عمل آورد و تا پايان