او در انحصار بانوان پيغمبر خدا بوده است و روى همين اصل هزاران نفر از حاجيانى كه در آن سال با عمر در منى حضور داشتهاند از فيض ديدار اجنه و شنيدن نواى او در مرگ عمر محروم ماندهاند ، اما عايشه تنها بانوى رسول خدا ( ص ) نبوده كه در آنجا حضور داشته است بلكه جمعى از بانوان ، و حتى عموم آنها جز زينب و سوده ، در حركت و توقف در هر منزل با او شريك و دمساز بودهاند ، پس چرا ساير بانوان پيغمبر خدا اين واقعه را مشاهده نكردهاند و نوحه سرائى اجنه را در سوك عمر نشنيدند و حديث رثاى جن در سوك عمر تنها از امالمؤمنين عايشه روايت شده است ؟ !
حديث ديگرى براى رد انتساب ابيات مزبور به شاعرى آدمىزاد و تأكيد در نسبت آن به اجنّه از امالمؤمنين عايشه ، در طبقات ابنسعد از طريق موسىبن عقبه آمده است كه چنين مىگويد : « عايشه پرسيده گوينده اين ابيات
« جزي الله خيراً من امام و باركت
. . . تا آخر ابيات » كيست ؟ گفتند : فرزند ضرار !
عايشه مىگويد بعد از شنيدن اين سخن من خود فرزند ضرار را ملاقات كردم و موضوع را با او در ميان گذاشتم او سوگند خورد كه من در آن موقع در منى نبودهام ! !
براى ما فرق نمىكند ، كه سند اين روايت مانند دو حديث گذشتهء امالمؤمنين صحيح باشد يا همانطور كه ابنحجر مىگويد « 1 » ضعيف ، چيزى كه هست اينست كه اين حديث به ما مىفهماند كه پيرامون نسبت ابيات مزبور به شاعر جنى يا آدمى حرف بوده و مردم در همان ايام نيز با شك و ترديد به آن روبرو مىشدهاند ؛ و روى همين اصل بوده است كه حديث اخير را براى رفع شبهه و علاج اين بگو مگوها پيرامون آن دو حديث ، با سندهاى درست و صحيح از امالمؤمنين روايت كردهاند .
هامش
( 1 ) اصابه ( 3 / 385 - 386 ) .