تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
باشد ، امرى است كه مخالف نص صريح قرآن است . زيرا آنان بموجب كلام خدا ، در داستان سليمان پيغمبر ، حتى از دو قدمى پيش پاى خود بىخبر بودند ، تا چه رسد به اينكه از حادثه‌اى كه سه روز ديگر اتفاق خواهد افتاد با آن صراحت پرده بردارند ! جنيان يك سال تمام با رنج و عذاب دست بگريبان بودند و از مرگ سليمان كه در چند قدمى ايشان صورت گرفته بود خبر نداشتند . سليمان كه بر عصاى خويش تكيه داشت ، يك سال بود كه از دنيا رفته بود و جسد بىجانش همچنان بر عصا تكيه داشت اينان سليمان را در چند قدمى خود مىديدند و شبانه روز در ساختن كاخ سليمان از جان مايه مىگذاشتند . سر انجام پس از گذشت يك سال ، هنگامى كه موريانه عصاى سليمان را تهى كرد و عصا بشكست و جسد بىجان سليمان بر زمين افتاد . آنوقت بود كه اجنه دريافت كه يك سال را بيهوده جان كنده است ! به اين حساب شما بگوئيد اجنه چگونه به آن راز وحشتناك مرگ عمر بدست چنان دژخيم پلنگ صفت چشم كبودى ، آن هم سه روز پيش از وقوع آن اطلاع يافته و در زمين حصبا رو يا روى ام‌المؤمنين به سوك و ماتم خليفه نشسته است ؟ بهر حال اين حديث پس از وفات عمر بايد روايت شده با شد نه قبل از آن . تازه اين در صورتى است كه اين ابيات را از قول ام‌المؤمنين بدانيم ، در صورتى كه مىبينيم ابولافرج در اغانى « 1 » در ترجمه شماخ شاعر مىگويد : شماخ دو برادر داشت كه هر دو شاعر بودند ، يكى به نام مزرد ، و ديگرى به اسم جزء كه در مرثيهء عمر چنين سروده است :
عليك سلام من امير و باركت * يد الله فى ذاك الاديم الممزق
تا آخر ابيات . و در اشتقاق « 2 » گويد : ضرار را سه فرزند بود كه درك اسلام نمودند ، يكى از ايشان جزء نام داشت كه در مرثيهء عمر چنين سروده است :
هامش
( 1 ) اغانى 8 / 194 . شماخ و برادرانش جاهليت و اسلام را درك كرده‌اند معروف‌ترين آنها شماخ است كه ديوان شعرش را جمع كرده‌اند و در بعضى از جنگ‌هاى زمان عثمان شركت جسته است اصابه 2 / 152 و اسدالغابه 4 / 351 . ( 2 ) به اشتقاق 286 و اسدالغابه ترجمهء عمر و ديوان حماسه 109 مراجعه فرمائيد .