قتلى كه در خانوادهاش اتفاق افتاد بحضرموت گريخت و با قبيله كنده هم پيمان شد . پس از آن بر اثر نزاعى كه با ابىشمر نمود و پاى او را بضرب شمشير خود مجروح ساخت به مكه فرار كردو با اسودبنعبديغوث پيمان بست و پسر خوانده او شد و از آن تاريخ او را ، مقدادبناسودكندى ، ميخواندند و چون دستور از جانب خدا رسيد كه « ادعوهم لابائهم » : ايشان را به پدرانشان نسبت دهيد ! به او مقدادبنعمرو ، خطاب مىكردند . مقداد در سال 33 هجرى درگذشت « 1 »
عمروعاص
ابوعبدالله يا ابومحمد ، عمرو بنالعاص از بنى سهم قريش و مادرش نابغه دختر حرمله بوده است كه جزء غنائم جنگى به اسيرى رفت و در بازار عكاظ به معرض فروش درآمد و فاكه فرزند مغيره او را خريد و از وى به عبدالله بن جدعان و عاقبت به عاص بن وائل منتقل گرديد و سرانجام عمرو از او به دنيا آمد ( نابغه ، مادر عمروعاص از معروفهها و روسپيان سرشناس و به نام دورهء جاهليت بوده است ! ! )
قريش عمروعاص را به حبشه گسيل داشتند تا رأى نجاشى را دربارهء جعفربن ابيطالب و ديگر مسلمانانى كه به همراه او به حبشه مهاجرت كرده بودند بگرداند و آنان را به مكه باز آورد كه در نتيجه نجاشى او را از خود براند .
عمروعاص در سال هشتم هجرت و شش ماه پيش از فتح مكه اسلام آورد . در خلافت عمر ، مصر به دست او فتح شد و بنا به امر آن خليفه حكومت آن سامان را به دست گرفت و تا سال چهارم خلافت عثمان به همان سمت باقى بود . سپس عثمان او را معزول كرد و اين عمل خود باعث آن گرديد كه عمر و عاص در دستهء مخالفين عثمان درآمد و عليه او به تبليغ و تحريك پرداخت تا سرانجام عثمان كشته شد . پس از آن عمروبه معاويه پيوست و به نام خونخواهى عثمان و بهمراهى معاويه با على به جنگ پرداخت و هم به نيرنگ او بود كه سپاه از هم گسيختهء معاويه در جنگ صفين قرآنها را بر سر نيزه كردند و جنگى كه مىرفت تا غائله معاويه را از بيخ و بن بر كند عقيم و بىنتيجه ماند .
هامش
( 1 ) براى شرح حال او به استيعاب 3 / 453 و اصابه 3 / 433 - 434 مراجعه فرمائيد .