به ويژه آنكه در آن حديث تصريح شده كه امالمؤمنين شخصاً در مشعر الحرام در آخرين حجى كه با عمر بجاى آورده خود شاهد نوحهسرائى اجنه در سوك عمر بوده است و در اين مطلب هيچ شك و ترديدى وجود ندارد ! !
و چون امالمؤمنين عايشه چنين فرموده است ، پس حتماً اجنه سه روز پيش از مرگ عمر به ماتمش نشسته و در سوكش آن اشعار سوزناك را سروده است ! ! و خليفه پس از بازگشت از همان سفر در مدينه به قتل رسيده است . و بعد از آن واقعه بوده كه ابيات مذكور بر سر زبانها افتاده و مردم آنها را نادانسته به فرزندان ضرار نسبت دادهاند ! !
امالمؤمنين خود ديده كه شترسوارى صورت بسته از منزلگاه عمر ، همان وقت كه او از آنجا كوچ كرده بود جويا مىشود ، و شخص مجهول الهويهء ديگرى او را بدان مكان راهنمايى مىنمايد . سپس مرد نقابدار شترش را ميخواباند و نواى خود را در مرگ عمر به آن ابيات سر ميدهد . و همان وقت است كه امالمؤمنين يكى از همراهانش را مىفرستد تا هويت نقابدار را معلوم دارد ، ولى آن مرد از نظر پنهان شده بود ! در صورتى كه نقابدار شترش را مقابل امالمؤمنين خوابانيده بود ! !
بنابراين جاى هيچ شكى نمىماند كه آن نقابدار از اجنه بوده و الا ؛ پس چطور شد كه از ديده پنهان گرديد و ديگر كسى او را نديد ؟ ! روى همين اصل عايشه سوگند خورد كه
« فو الله اني لاحسبه من الجن » .
اكنون ، بعد از آنكه اين جريان را امالمؤمنين خود به چشم ديده و سوگندى پشتوانهء آن كرده است آيا شك و ترديدى براى كسى باقى مىماند ، كه ابيات مزبور را كسى بجز اجنه ؛ در اعلام قتل عمر و مدتى پيش از وقوع آن سروده باشد ؟
پس از اين سوگند ، بگذار هر كه ميخواهد بگويد و ادعا كند كه اين اشعار را فرزند ضرار و پس از مرگ عمر سروده است . زيرا ، ادعايش باطل و مردود خواهد شد زيرا يقين حاصل شده است كه آن را اجنه پيش از مرگ عمر در منى و پيش ار رسيدن او به مدينه و كشته شدنش سروده است ! !
غير از آنچه در پيش گفتيم ، چيزى كه ما را در صحت اين حديث بيشتر به شك و ترديد وا ميدارد اينست كه به فرض اگر قبول كينم ديدن جن و شنيدن آواز
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 131
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٣١