تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
به ويژه آنكه در آن حديث تصريح شده كه ام‌المؤمنين شخصاً در مشعر الحرام در آخرين حجى كه با عمر بجاى آورده خود شاهد نوحه‌سرائى اجنه در سوك عمر بوده است و در اين مطلب هيچ شك و ترديدى وجود ندارد ! ! و چون ام‌المؤمنين عايشه چنين فرموده است ، پس حتماً اجنه سه روز پيش از مرگ عمر به ماتمش نشسته و در سوكش آن اشعار سوزناك را سروده است ! ! و خليفه پس از بازگشت از همان سفر در مدينه به قتل رسيده است . و بعد از آن واقعه بوده كه ابيات مذكور بر سر زبان‌ها افتاده و مردم آن‌ها را نادانسته به فرزندان ضرار نسبت داده‌اند ! ! ام‌المؤمنين خود ديده كه شترسوارى صورت بسته از منزلگاه عمر ، همان وقت كه او از آنجا كوچ كرده بود جويا مىشود ، و شخص مجهول الهويهء ديگرى او را بدان مكان راهنمايى مىنمايد . سپس مرد نقابدار شترش را ميخواباند و نواى خود را در مرگ عمر به آن ابيات سر ميدهد . و همان وقت است كه ام‌المؤمنين يكى از همراهانش را مىفرستد تا هويت نقابدار را معلوم دارد ، ولى آن مرد از نظر پنهان شده بود ! در صورتى كه نقابدار شترش را مقابل ام‌المؤمنين خوابانيده بود ! ! بنابراين جاى هيچ شكى نمىماند كه آن نقابدار از اجنه بوده و الا ؛ پس چطور شد كه از ديده پنهان گرديد و ديگر كسى او را نديد ؟ ! روى همين اصل عايشه سوگند خورد كه « فو الله اني لاحسبه من الجن » . اكنون ، بعد از آنكه اين جريان را ام‌المؤمنين خود به چشم ديده و سوگندى پشتوانهء آن كرده است آيا شك و ترديدى براى كسى باقى مىماند ، كه ابيات مزبور را كسى بجز اجنه ؛ در اعلام قتل عمر و مدتى پيش از وقوع آن سروده باشد ؟ پس از اين سوگند ، بگذار هر كه ميخواهد بگويد و ادعا كند كه اين اشعار را فرزند ضرار و پس از مرگ عمر سروده است . زيرا ، ادعايش باطل و مردود خواهد شد زيرا يقين حاصل شده است كه آن را اجنه پيش از مرگ عمر در منى و پيش ار رسيدن او به مدينه و كشته شدنش سروده است ! ! غير از آنچه در پيش گفتيم ، چيزى كه ما را در صحت اين حديث بيشتر به شك و ترديد وا ميدارد اينست كه به فرض اگر قبول كينم ديدن جن و شنيدن آواز
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 131 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى