تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
كسى به كجاوه ايشان نزديك ميشد از دور به او بانگ ميزد : دور شو ! دور شو ! عبدالرحمن‌بن‌عوف هم كه در پى قافله حركت مىكرد او نيز مرتباً چون عثمان بانگ مىزد . مسوربن‌مخرمه « 1 » مىگويد : اتفاق مىافتاد كه مردى براى اصلاح ساز و برگ مركب خود ، در راه توقف مىكرد و يا شتر خود را مىخوابانيد ، در چنين حالتى ، عثمان كه پيشاپيش قافله در حركت بود ، به او نزديك ميشد و در كنارش قرار مىگرفت ، و اگر گذرگاه وسيع بود ، فرمان ميداد ، تا قافله مسير خود را تغيير داده از آن مرد كناره گيرد ، و از جانب چپ يا راست جاده به حركت خود ادامه دهد ، در غير اين صورت فرمان توقف قافله را صادر مىكرد ، تا آن مرد كارش تمام ميشد و بر مركب خود سوار مىگرديد و حركت مىكرد ، آن وقت عثمان اجازه مىداد تا قافله دوباره حركت كند . خود شاهد بودم او به مردمى كه از مكه خارج شده در جهت مخالف مسير قافله به پيش مىآمدند دستور ميداد ، تا در دست چپ يا دست راست جاده توقف كرده شتران خود را بخوابانند و تا فاصلهء ديد چشم ، آنها را از قافله دور نگاه مىداشت . همسران رسول خدا ( ص ) در هر جا كه عمر منزل مىساخت فرود مىآمدند . آنها را غالباً در دره جاى مىدادند و خود در دهانهء دره منزل مىكردند . و يا بنا به روايتى آنها را در انتهاى درهء بسته‌اى فرود مىآوردند و خود در مدخل ان منزل مىساختند . و نيز گويند : منزل گاه آنان را در پناه درختان ترتيب مىدادند ، و در هر حال اجازه نمىدادند كه حتى كسى از كنار آنها عبور كند :
هامش
( 1 ) ابوعبدالرحمن ، مسوره‌بن مخرمه بن‌نوفل ، از قبيله زهره قريش و مادرش عاتكه دختر عوف ، خواهر عبدالرحمن‌بن‌عوف بوده است . مسوره دو سال بعد از هجرت در مكه به دنيا آمد ، و در آن سال كه شاميان ابن‌زبير را در خانهء كعبه به منجنيق بستند ، مسوره در حالى كه در حجر اسمعيل به نماز ايستاده بود به ضرب يكى از سنگ‌هاى منجنيق از پاى درآمد ، مرگش در ربيع‌الاول سال 64 هجرى اتفاق افتاد . به اسدالغابه 4 / 365 و طبقات ابن‌سعد ، و استيعاب و اصابه مراجعه فرمائيد .