زينب و سوده پس از رحلت رسول خدا از مدينه و خانه خويش حتى به قصد اداى حج پاى بيرون نگذاشتند و مىگفتند : پس از رسول خدا ما را هرگز شترى بر پشت نخواهد گرفت :
كنايه از اينكه ديگر به سفر بيرون نخواهيم شد « 1 »
سوده خود مىگفت : من در زمان رسول خدا حج و عمره بجاى آوردهام ، اكنون همچنانكه خدا فرمان داده است در خانه مىنشينم .
در هر حال عمر با درخواست همسران رسول خدا موافقت نمود و دستور داد تا هودجهائى را براى ايشان آماده كردند و روى آنها را با روپوشهاى سبز رنگ پوشانيدند تا همسران پيغمبر از انظار مردان مخفى باشند . آنگاه مراقب و نگهدارى آنها را درعهدهء عبدالرحمن عوف « 2 » و عثمانبنعفان نهاد و دستورات لازمه را صادر كرد ، و به اين ترتيب ايشان را از مدينه بجانب مكه حركت داد .
عثمان كه پيشاپيش قافله مركب مىراند گهگاه بانگ برمىداشت : مواظب باشيد ! كسى حق ندارد به اينت كجاوهها نزديك شود و بر بانوان پيغمبر بنگرد . و خود شخصاً از نزديك شدن مردان به آنها جلوگيرى مىكرد و چنانچه در بين راه
هامش
( 1 ) علت خوددارى زينب و سوده از بيرون شدن از مدينه اين بود كه رسول خدا در آخرين حج خود به بانوان خويش فرمود :
پس از اين حج ، وظيفه شما نشستن در خانه است : و نيز فرمود : ( پس از من ) هر كدام از شما كه پرهيزكارى را پيشه نمايد و خلافى مرتكب نشود ، و در خانه خود قرار و آرام بگيرد و پاى از آن بيرون نگذارد در آخرت نيز همسر من خواهد بود : به طبقات ابنسعد 8 / 208 مراجعه فرمائيد .
( 2 ) ابومحمد ، عبدالرحمنبنعوف ، از قبيله زهره قرشى و مادرش شفا ، دختر عوفبنعبد ، نيز از قبيله زهره قرشى بوده است . ده سال پس از عام الفيل به دنيا آمده ، در جاهليت ، عبد عمر يا عبد كعبه ناميده ميشد و رسول خدا ( ص ) پس از اسلامش او را عبدالرحمن ناميد ، به حبشه و سپس به مدينه هجرت كرد در جنگ بدر و ساير جنگها شركت جست ، عمر او را جزء شوراى شش نفرى خلافت تعيين كرد . عبدالرحمن در سال 31 يا 32 در مدينه درگذشت . و در بقيع به خاك رفت . به اصابه 2 / 408 - 410 و استيعاب در حاشيه اصابه 2 / 385 - 390 و اسدالغابه 3 / 313 - 317 مراجعه فرمائيد .