است . » « 1 »
بنابر آنچه ابن ابىاوفى روايت كرده ، اصحاب رسول خدا صلىاللهعليهوآله سبب نهى آن حضرت از خوردن گوشت الاغهاى اهلى در آن روزها را ، بيان داشتهاند . برخى از آنان كه خود شاهد جريان بودهاند ، گفتهاند : « علت نهى آن بوده كه خمس آنها را نپرداخته بودند . » اين موضوع را رواياتى كه درباره « غلول و خيانت » رسيده تأييد مىكند . يا آنكه نهى رسول خدا صلىاللهعليهوآله نهى از غارت اموال ديگران بوده است . چنان كه در حديث زير است :
در سنن ابىداود از مردى انصارى روايت كند كه گفت : « با رسول خدا صلىاللهعليهوآله به سفرى رفتيم و مردم شديدا به زحمت افتادند و نيازمند شدند . گوسفندانى را يافتند و آنها را غارت كردند . ديگهاى غذاى ما مىجوشيد كه رسول خدا صلىاللهعليهوآله كمان به دست سررسيد و با كمان خود ديگهايمان را واژگون كرد . سپس گوشتها را با خاك درآميخت و فرمود : « غارت كردن حلالتر از مردار نيست . » « 2 »
ديگران هم - چنان كه گذشت - گفتند : « نهى از خوردن گوشت الاغهاى اهلى بدان سبب بود كه آنها نجاستخوار بودند . »
همچنين است موضوع تحريم « نكاح متعه » [ ازدواج موقت ] زيرا ، عرباض بن ساريه روايت كرد كه آن يهودى سركش بدخو به رسول خدا صلىاللهعليهوآله شكايت كرد و گفت : « آيا بر شما رواست كه خران ما را بكشيد و ميوههايمان را بخوريد و زنانمان را بزنيد ؟ » و رسول خدا صلىاللهعليهوآله همه را گرد آورد و به آنان گفت : « براى شما روا نيست داخل خانههاى اهل كتاب شويد مگر با اجازه آنها . و حق نداريد زنانشان را بزنيد و ميوههايشان را بخوريد . اين حكم تا زمانى كه آنها ماليات و حقوقى را كه بر عهده دارند ، مىپردازند ، برقرار است . »
بنابراين ، نهى رسول خدا در اين باره هم ، تنها نهى از زدن زنان اهل كتابى بوده كه « جزيه و ماليات » مىدادند و نهى از نكاح متعه [ ازدواج موقت ] نبوده است .
داستان
غزوه خيبر چنين بود كه گذشت . جز آنكه يكى از موافقان تحريم متعه ، روايتى را خلق و آن را از قول نوادههاى امام على عليه السلام به آن حضرت نسبت داده كه به ابن عباسِ موافقِ متعه فرموده : « تو
مرد خودخواهى هستى » ، و او را خبر داده كه رسول خدا صلىاللهعليهوآله در
هامش
( 1 ) . سنن ابىداود ، ج 2 ، ص 64 .
( 2 ) . سنن ابىداود ، ج 3 ، ص 66 ، باب فى النهى عن النهبى .