بيشتر صحابه و عطاء و طاوس بر اين عقيده بودهاند . ابن جريح بر آن فتوى داده و حليت آن از قول ابو سعيد خدرى و جابر روايت شده و شيعه به سوى آن رفته است . زيرا ، مسلَّم شده كه رسول خدا صلىاللهعليهوآله آن را اجازه فرموده است . » « 1 »
8 . پيروان عمر در تحريم ازدواج موقت و بروز اختلافات
يكى از طرفداران حرمت « ازدواج موقت » عبداللّه بن زبير است . ابن ابىشيبه در مصنف خود از ابن ابىذئب روايت كند كه گفت : « شنيدم ابن زبير خطبه مىخواند و مىگفت : « الا و انّ المتعة هى الزنا ؛ آگاه
باشيد كه « متعه » همان « زنا » است . » « 2 »
ديگرى : ابن صفوان است كه حديث او خواهد آمد .
ديگرى : عبداللّه بن عمر در يكى از دو ديدگاه خويش است . چنان كه شرح آن بيايد . در اين باره ميان پيروان عمر و مخالفان او مناقشات و درگيريهايى اتفاق افتاده كه برخى از آنها را مىآوريم :
الف ) اختلاف ميان موافقان و مخالفان
درباره « حليت » ازدواج موقت ، بين ابن عباس و گروهى از مخالفان مانند ابن زبير ، مشاجرات و بحثهايى به شرح زير درگرفته است .
مسلم در صحيح و بيهقى در سنن خود از عروة بن زبير روايت كنند كه گفت : عبداللّه بن زبير در مكه به پا خاست و گفت : « مردمانى كه خدا دلهاى آنان را همانند چشمانشان كور كرده است ، به « ازدواج موقت » فتوا مىدهند ! » - عبداللّه كنايه به ابن عباس داشت كه چشمانش را از دست داده بود - ابن عباس در پاسخش گفت : « تو موجودى جلف و سبكسرى ! به جانم سوگند كه « متعه » در زمان امام المتقين - مقصودش رسول خدا صلى الله عليه وآله است - حلال بود . » ابن زبير گفت : « خودت تجربه كن كه به خدا سوگند اگر چنين كنى [ متعه نمايى ] تو را با سنگهاى خودت سنگسار مىكنم . »
ابن شهاب گويد : « خالد بن مهاجر بن سيف مرا خبر داد كه : من در نزد مردى نشسته بودم كه شخصى پيش وى آمد و حكم « متعه » را پرسيد . او دستور به انجام آن داد .
هامش
( 1 ) . المغنى ، ابن قدامه ، ج 7 ، ص 571 .
( 2 ) . مصنف ابن ابىشيبه ، ج 4 ، ص 293 ، فى نكاح المتعة و حرمتها .