تخطي إلى المحتوى الرئيسي

على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
مؤلف گويد : توجيه و عذر خليفه عمر در تحريم « متعه حج » به اينكه : « اگر مسلمانان در ماه‌هاى حج عمره بگزارند چنين انگارند كه از حجشان كفايت كند » ، اين توجيه با نهى او از جمع ميان حج و عمره راست نيابد . علت واقعى و حقيقت مطلب عذرى است كه در روايت ديگرى آمده و او گفته است : « مردم مكه نه پستان شيرده دارند و نه زراعت [ مفيد ] ، بهار آنان تنها از ميهمانان اين خانه است . بنابراين ، [ حاجيان ] بايد دو بار به سوى آنان بيايند : يك بار براى حج مفرد و ديگربار براى عمره مفرده ، تا قريش كه اصل و ريشه مهاجرين‌اند ، از آن بهره‌ور گردند . » اما توجيه و عذر خليفه درباره « نكاح متعه » به اينكه : « زمان رسول خدا صلىالله‌عليه‌وآله زمان ضرورت بود و اكنون چنين نيست » اين توجيه نيز غير مقبول است . زيرا ، بيشتر رواياتى كه بر وقوع « متعه » در عصر رسول خدا صلىالله‌عليه‌وآله صراحت دارد ، ناظر بر آن است كه نزول حكم آن در جنگها و حال سفر بوده ، و از اين جهت هيچ تفاوتى بين عصر پيامبر صلىالله‌عليه‌وآله و عصر عمر تا دوران ما و دوره‌هاى آينده وجود ندارد . زيرا ، انسان از روزى كه بر روى كره زمين پديدار شده ، هميشه نيازمند سفر بوده و روزها و ماهها و گاهى سالها از خانواده و اهل خويش دور مىماند . حال اگر مردى به سفر برود و سفرش طولانى باشد ، با غريزه جنسىاش چه بايد بكند ؟ آيا مىتواند آن را از خود جدا كرده و در محل بر جاى گذارد تا پس از بازگشت به كارش گيرد ، يا آنكه غريزه جنسى با اوست و در سفر و حضر از وى جدا نگردد ؟ حال كه اين غريزه با اوست آيا مىتواند آن را انكار كرده و عصمت ورزد ؟ و اگر افراد نادرى از ابناى بشر توان عفت ورزيدن داشته باشند ، آيا همه انسانها مىتوانند چنين باشند ؟ يا آنكه بيشتر آنان غريزه خود را سركوب مىكنند ؟ چنين گروه انبوهى از نسل بشر اگر در جامعه‌اى قرار گيرد كه او را از تصرف در غريزه‌اش بازدارد و از او بخواهد با سرشت و فطرت و طبيعتش مخالفت ورزد ، چه بايد بكند ؟ آيا راهى جز خيانت به جامعه براى او باقى مىماند ؟ آيا اسلام كه براى همه مشكلات انسان راه حل مناسب ارائه كرده ، اين مشكل را بىجواب گذارده است ؟ نه ، بلكه براى اين مشكل نيز « ازدواج موقت » را تشريع فرموده است . و همان گونه كه امام على عليه السلام فرمود : « اگر منع عمر نبود هيچ كس جز شقى زنا نمىكرد . » البته جوامع غير اسلامى راه حل را در جواز زنا ديده و آن را در همه جا آزاد گذارده‌اند !
على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى ) — صفحة 375 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى