راغب اصفهانى در مفردات قرآن گويد : « استوى » هرگاه با لفظ « على » متعدى شود معناى « استيلا » و چيرگى دهد ، مانند :
« الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى » ؛
خداى رحمان بر عرش چيره و مستولى شد .
و نيز گفتهاند : معناى « استوى » يعنى « استوى له ما فى السموات و الارض » يعنى : آنچه در آسمان
و زمين است بر خواسته و مراد خداوند متعال تنظيم و پرداخت شده است . چنان كه فرموده است :
ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ ؛
سپس به آسمانها پرداخت و آنها را هفت آسمان تنظيم فرمود .
« استوى » به معناى چيرگى و استيلا در اشعار عرب نيز آمده است . چنان كه شاعر در مدح بشر بن مروان فرماندار عراق گويد :
قد اسْتَوى بِشْرٌ عَلَى العِراقِ * مِن غَير سَيْفٍ أو دَمٍ مِهراقِ
« بِشر » بدون شمشير و خونريزى بر عراق چيره و مسلط گرديد . « 1 »
3 . كرسى : اصل « كرسى » به معناى « علم » است ، و بدين خاطر به جزوه و نوشته علمى ، « كراسة » و به عالمان « كراسى » گفتهاند . چنان كه شاعر گويد :
يَحُّفُ بِهِم بَيْضُ الوُجوهِ وَ عُصبَةٌ * كَراسى بِالأَحداثِ حينَ تَنُوب
يعنى : پيرامون ايشان را گروهى سفيدروى عالِم به حوادث احاطه كردهاند . شاهد مثال در « كراسى بالأحداث » يعنى عالمان به حوادث امور و رويدادهاست .
و نيز ، در زبان عرب اصل هر چيز را « كرس » نامند . چنان كه گفته شده : « فلان كريم الكرس » يعنى « كريم الأصل » است . « 2 »
پس ، اينكه در آيه كريمه فرمود :
« وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ »
يعنى : « وسع علمه السموات و الأرض ؛ علم او آسمانها و زمين را در برگرفته است . »
و اين معنى در آيات پرشمار ديگرى آمده است . چنان كه در سوره انعام از زبان ابراهيم مىفرمايد : وسع ربى كل شىء علما ؛ علم پروردگار من همه چيز را
هامش
( 1 ) . بشربن مروان برادر خليفه اموى عبدالملك مروان و فرماندار او به سال 74 هجرى در عراق بود و در بصره از دنيا رفت .
( 2 ) . تفسير طبرى ، ج 3 ، ص 8 ؛ اساس البلاغة ، ص 390 ، ماده كرس .