اين اعتقاد خود به هفت آيه از قرآن كريم كه واژه « عرش » و « استوى » در آنها آمده ، استدلال كردهاند . چنان كه پنداشتهاند معناى آيه
« وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ »
آن است كه كرسى و تخت خداوند به گونهاى بزرگ است كه آسمانها و زمين در آن جاى مىگيرد .
ما در طى بحث و پژوهش خود چنين دريافتيم كه علت چنين برداشتى از اين گونه آيات در مكتب خلفا به موارد زير برمىگردد :
1 . وجود روايتى از پيامبر صلىاللهعليهوآله مبنى بر اينكه عرش خدا پيش از خلق موجودات بر روى آب بود .
2 . روايت منسوب به پيامبر صلىاللهعليهوآله كه مىگويد : زمين كه زير آسمان اول است و آسمان اول زير آسمان دوم تا به هفت آسمان مىرسد و بالاى آسمان هفتم دريايى است كه روى آن هفت قوچ كوهى قرار گرفتهاند و روى اين قوچها عرش خداوندى است و خدا بر روى عرش قرار گرفته است .
3 . روايت منسوب به پيامبر صلىاللهعليهوآله كه مىگويد : عرش خداوند بالاى آسمانهاست . و خداوند بالاى آسمانها و عرش قرار گرفته و آنها از شدت سنگينى خداوند بر روى خود مىنالند و به صدا درمىآيند .
4 . روايت كردهاند كه خداوند بر روى كرسى قرار گرفته و اندام او از هر سو چهار انگشت بزرگتر از كرسى است و . . .
اكنون بايد از راوى اين روايات پرسيد :
1 . آيا خداوندى كه در اين روايت توصيف شده - نعوذ باللّه - واجد جهات چهارگانه - چهارگوش - است ؛ يا آنكه عرش چهارگوش است ؟
2 . آيا اينكه در روايت گفته شده : خداوند از هر سو چهار انگشت بزرگتر از كرسى است ؛ اين با انگشتان آدمى است يا انگشتانى بزرگتر ؟ به راستى كه خداوند برتر است از پندار جاهلان .
3 . در همه روايات مكتب خلفا آمده است كه عرشِ موجود بالاتر از آسمان هفتم و آسمان هفتم بالاتر از ششم و . . . آسمان اول بالاتر از زمين و بالاتر از همه اينها « عرش » است و بالاى عرش جايگاه خداوند
است ( نعوذ باللّه ) . همه اين روايات با علم هئيت و