كيهانشناسى قديم دمساز است . علم هيئتى كه عالم وجود را داراى طبقات هفتگانه يا هشتگانه مىپنداشت . زمين را طبقه زيرين و آسمانها را بر بالاى آن قرار مىداد .
البته عقيده به وجود آسمانهاى هفتگانه عقيدهاى توحيدى است ولى دانشمندان هيئت قديم از اين ديدگاه تصويرى مادى و متناسب با ذهن و پندار خويش ارائه دادهاند . اما با آنچه در علم كيهانشناسى امروز به اثبات رسيده و همه سيارات منظومه شمسى را كه به دور خورشيد مىگردند تنها منظومهاى از ميليونها منظومه كهكشانى مىداند كه آن هم تنها يكى از كهكشانهاى عالم هستى است ، آيا راهى براى تفسير اين گونه احاديث وجود دارد ؟
بارى ، اين معناى « عرش » و « كرسى » در آيات و روايات از ديدگاه مكتب خلفا بود .
دوم : معناى عرش و كرسى در مكتب اهل البيت عليهمالسلام
رواياتى كه در پيش آورديم برخى از عالمان مكتب خلفا را بدانجا كشانيد كه « عرش » و « كرسى » خداوند را كه در قرآن كريم آمده دو جسم مادى پندارند .
ولى امامان اهل البيت عليهمالسلام اين ديدگاه را تأييد نكرده و فرمودهاند : معناى آيه
« وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ »
« 1 » اين است كه خداوند آب را پيش از آسمان و زمين آفريده و پيش از همه آنها به فرمان خداوند بوده است . و « كرسى » خدا ، علم خداست . بنابراين :
« وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ »
« 2 » يعنى : علم خدا آسمان و زمين را در برگرفته است .
اما معناى « عرش » و « استوى » و « كرسى » در لغت چنان است كه مىآيد :
1 . عرش : عرش در اصل جاى سقفدار است كه جمع آن را عروش گويند . چنان كه فرموده است : « و هى خاوية على عروشها ؛ « 3 » و سقفهاى آن فرو ريخته بود . » و نيز « عرشت الكرم و عرشته » يعنى : روى باغ و درخت انگور داربست سقفمانند زدم . تخت پادشاه و محل جلوس او را نيز ، به اعتبار مقام و جايگاهش « عرش » سلطنت گفتهاند كه كنايه از عزت و چيرگى و كشوردارى است .
2 . استوى : در قرآن كريم شش بار جمله « استوى على العرش » و يك بار نيز جمله « الرَّحْمنُ عَلَى العَرْشِ اسْتَوى » آمده است .
هامش
( 1 ) . سوره هود ، آيه 7 .
( 2 ) . سوره بقره ، آيه 255 .
( 3 ) . سوره بقره ، آيه 259 .