تخطي إلى المحتوى الرئيسي

على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
و نيز ، حسين بن سعيد از امام هشتم عليه السلام درباره آيه
« يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ وَ يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلا يَسْتَطِيعُونَ »
پرسيد . امام عليه السلام فرمود : « حجابى از نور ظاهر و آشكار گردد و مؤمنان همه به سجده درافتند ، ولى پشت منافقان در هم پيچد و توان سجده را از دست بدهند . » « 1 »

نقد و بررسى احاديث « كشف ساق »

خداوند متعال در قرآن كريم فرموده :
« يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ
؛ روزى كه آن واقعه عظيم پديدار شود » . « كشف ساق » در زبان عرب كنايه از شدت امر و واقعه عظيم است . در روايتى آمده است كه از ابن عباس درباره آيه
« يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ »
پرسيدند و او گفت : « هرگاه فهم چيزى از قرآن بر شما پوشيده ماند ، آن را در « شعر » بجوييد كه آن ديوان [ لغت و زبان ] عرب است . مگر سخن اين شاعر را نشنيده‌اى كه مىگويد : « و قامت الحرب بنا على ساق ؛ نبرد ما شديد شد در آفاق . ابن عباس پس از آن گفت : معناى
« يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ »
اين است كه : روز قيامت امر شديد و حادثه عظيمى رخ مىنمايد . » « 2 » راغب اصفهانى لغت‌شناس خبير و آگاه نيز ، در كتاب مفردات القرآن آيه مذكور را همانند ابن عباس و پيروان او تفسير كرده است . « 3 » همچنين دانشمندان معاصر مصرى در كتاب معجم الفاظ القرآن الكريم گويند : « كشف ساق » كنايه از شدت و سختى واقعه است . « 4 » پس ، با بررسى اقوال و نظريات مفسران و لغت‌شناسان درباره اين آيه - از زمان صحابه تا به امروز - روشن مىشود كه معناى « كشف ساق » معنايى كنايى است و اگر بگوييم « جنگ برپا شد » معنايش اين نيست كه جنگ هم به مانند انسان « دست و پا » دارد و روى پاى خود برخاسته است ! ولى چه سود كه در مقابل اين معناى مقبول و مشهور در زبان عرب ، روايات ابوهريره و ديگر صحابه در كتابهاى حديث و تفسير وارد شده و مىگويند : پيامبر خدا صلىالله‌عليه‌وآله آيه
« يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ »
را چنين تفسير فرمود كه : « خداوند متعال ساق پاى خود را نشان مىدهد و مؤمنان براى او سجده مىكنند ! » و برخى پيروان مكتب خلفا از اين حديث چنين فهميده‌اند كه خداوند نيز - نعوذ باللّه - پا
هامش
( 1 ) . عيون اخبار الرضا ؛ تفسير نور الثقلين ، ج 5 ، ص 395 . ( 2 ) . تفسير قرطبى ، ج 6 ، ص 254 . ( 3 ) . مفردات راغب ، واژه سوق . ( 4 ) . معجم الفاظ القرآن الكريم ، واژه سوق .