لَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ
. . .
وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ ؛
« 1 » شما آرزوى مرگ مىكرديد ، پيش از آنكه با آن روبهرو شويد ، اينك آن را ديديد . . . و خداوند به زودى شاكران را پاداش مىدهد . بدين معنا كه على و ابودجانه را پاداش مىدهد . و نيز اين آيه را فرستاد :
وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ
. . .
وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ ؛
« 2 » چه بسا پيامبرانى كه خداخواهان بسيارى همراه آنان جنگيدند . . . و خدا صابران را دوست دارد . مراد از صابران در آيه ، على و ابودجانه هستند . « 3 »
د )
وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكى
؛ « 4 » و اوست كه خنداند و گرياند .
از ابن عباس نقل شده است : خداوند على و حمزه و جعفر را در روز بدر با كشتن كافران خنداند ، و كفار مكه را به گاه كشته شدن در آتش افكند و گرياند . « 5 »
11 . آيات درباره علم امام على عليه السلام
الف )
قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ
؛ « 6 » بگو : همان بس كه خداوند و آنكه علم كتاب نزد او است ، ميان من و شما گواه باشد .
ابوسعيد خدرى مىگويد : از رسول خدا صلىاللهعليهوآله پرسيدم : آنكه علم كتاب نزد او است ، كيست ؟ فرمود : او برادرم على بن ابىطالب عليه السلام است . « 7 »
ب )
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ ؛
« 8 » در اين داستان نشانههايى است براى ژرفانديشان .
جابر جعفى از امام باقر عليه السلام چنين نقل مىكند :
هنگامى كه اميرالمؤمنين عليه السلام در مسجد كوفه بود ، زنى نزد او آمد و از شوهرش شكايت كرد . امامبه نفع شوهرش قضاوت كرد . زن به خشم آمد و گفت : به خدا سوگند ، داورىات ناحق ، قضاوتت ناميزان و حكمت ناعادلانه است . در محكمه الهى به محاكمهات مىكشانم . امام على عليه السلام مقدارى او را نگريست و فرمود : دروغ
گفتى اى بدخوى ، اى بدخوى اى بدكار ! آن زن ناگهان فرارى شد . عمرو بن حريث خود را به او رسانيد و گفت : با على سخنى
هامش
( 1 ) . سوره آل عمران ، آيه 144 - 143 .
( 2 ) . سوره آل عمران ، آيه 146 .
( 3 ) . حاكم حسكانى ، شواهدالتنزيل ، ج 1 ، ص 136 .
( 4 ) . سوره نجم ، آيه 43 .
( 5 ) . حاكم حسكانى ، شواهدالتنزيل ، ج 2 ، ص 207 .
( 6 ) . سوره رعد ، آيه 43 .
( 7 ) . بحرانى ، سيدهاشم ، البرهان فى تفسيرالقرآن ، در تفسير آيه مذكور .
( 8 ) . سوره حجر ، آيه 75 .