از رسول خدا صلى الله عليه وآله پرسيدم : يا نبىاللّه ، اولواالامر كيانند ؟ فرمود : تو نخستين آنانى . « 1 »
س )
وَ يَسْتَنْبِئُونَكَ أَ حَقٌّ هُوَ قُلْ إِي وَ رَبِّي إِنَّهُ لَحَقٌّ وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ ؛
« 2 » از تو مىپرسند : آيا آن حق است ؟ بگو : آرى ، سوگند به پروردگارم كه حق است و شما را توان پيشگيرى از آن نيست . امام صادق عليه السلام درباره اين آيه فرمود : خداوند سبحان مىفرمايد : اى محمد ، اهل مكه از تو مىپرسند كه آيا على بن ابىطالب عليه السلام امام است ؟ بگو : آرى ، سوگند به پروردگارم كه او امام است . « 3 »
ع )
وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ؛
« 4 » خداوند به سراى سلامت فرا مىخواند و هر كه را بخواهد به صراط مستقيم هدايت مىكند .
ابن عباس مىگويد :
وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ
، يعنى خداوند مردم را به بهشت فرا مىخواند .
يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ،
يعنى آنان را به ولايت على بن ابىطالب عليهالسلامهدايت مىكند . « 5 »
10 . آيات درباره جهاد امام على عليه السلام
الف )
وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ وَ كانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزاً ؛
« 6 » خداوند مؤمنان را از جنگ بىنياز ساخت ، و خداوند قوى و شكستناپذير است .
عبداللّه بن مسعود اين آيه را چنين تفسير مىكرد :
وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ
- بعلى -
وَ كانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزاً .
« 7 » همچنين ابن عباس مىگويد : خداوند در جنگ خندق مؤمنان را به وسيله على بن ابىطالب عليه السلام ، آنگاه كه عمرو بن عبدودّ را كشت ، از جنگ بىنياز ساخت . « 8 »
داستان جنگ خندق به روايت حذيفه صحابى چنين است :
در آن جنگ ، عمرو بن عبدود از خندق عبور كرد و مقابل سپاه پيامبر ايستاد و مبارز طلبيد . رسول خدا صلىاللهعليهوآله فرمود : كدام يك از شما داوطلب مبارزه با عمرو است ؟ هيچ كس جز على بن ابىطالب عليه السلام اعلان آمادگى نكرد . او برخاست و
هامش
( 1 ) . حاكم حسكانى ، شواهدالتنزيل ، ج 1 ، ص 148 .
( 2 ) . سوره يونس ، آيه 53 .
( 3 ) . بحرانى ، سيدهاشم ، البرهان فى تفسيرالقرآن ، در تفسير آيه مذكور .
( 4 ) . سوره يونس ، آيه 25 .
( 5 ) . بحرانى ، سيدهاشم ، البرهان فى تفسيرالقرآن ، ج 2 ، ص 183 .
( 6 ) . سوره احزاب ، آيه 25 .
( 7 ) . حاكم حسكانى ، شواهدالتنزيل ، ج 2 ، ص 7 - 5 .
( 8 ) . همان .