تخطي إلى المحتوى الرئيسي

على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
گفتى و او پاسخى داد و تو فرارى شدى ؟ گفت : به خدا سوگند ، على مرا از حقيقتى آگاه ساخت كه من از ابتداى ازدواجم تا كنون آن را از شوهرم پنهان كرده بودم . عمرو نزد اميرالمؤمنين عليه السلام بازگشت و آنچه را شنيده بود ، بيان كرد و گفت : يا اميرالمؤمنين ، شما را به كهانت نمىشناختيم . امام فرمود : واى بر تو ! اينكه از من ديدى ، كهانت نيست ، بلكه خداوند در قرآن كريم فرموده است :
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ
. رسول خدا صلىالله‌عليه‌وآله خود ، متوسِّم بود ، و من ، پس از او ، و امامان از نسل من ، پس از من ، همگى ، ژرف‌انديشانيم ، و چون در آن زن نظر كردم ، او را از سيمايش باخبر نمودم . « 1 » ج )
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ؛
« 2 » و پيش از تو نفرستاديم مگر مردانى كه به آنها وحى مىكرديم . اگر نمىدانيد از اهل ذكر بپرسيد . حرث در اين باره مىگويد : از على عليه السلام درباره اين آيه پرسيدم ؛ فرمود : به خدا سوگند كه ما اهل ذكريم ، ما اهل علميم ، ما معدن تأويليم ، من ، خود ، از رسول خدا صلىالله‌عليه‌وآله شنيدم كه مىفرمود : من شهر علمم و على درِ آن است ، و هر كه خواهان علم است ، بايد از دَرَش وارد شود . « 3 » د )
وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ ؛
« 4 » و گوش شنوا آن را درمىيابد . از على بن حوشب در اين باره چنين نقل شده است : از مكحول شنيدم كه مىگفت : رسول خدا صلىالله‌عليه‌وآله آيه و تعيها أذن واعية را تلاوت كرد و فرمود : يا على ، از خدا خواسته‌ام كه اين گوش شنوا و گيرا گوش تو باشد . على عليه السلام فرمود : پس از آن هيچ حديث و سخنى را كه از رسول خدا صلى الله عليه وآله شنيدم ، فراموش نكردم . « 5 » همچنين از بريد اسلمى چنين نقل شده است : شنيدم كه رسول خدا صلى الله عليه وآله به على عليه السلام مىفرمود : يا على ، خداوند فرمانم داده تا نزديكت كنم و دورت نسازم ؛ تعليمت دهم و
هامش
( 1 ) . فرات كوفى ، تفسير فرات‌الكوفى ، ص 81 . ( 2 ) . سوره نحل ، آيه 43 . ( 3 ) . حاكم حسكانى ، شواهد التنزيل ، ج 1 ، ص 334 . ( 4 ) . سوره حاقه ، آيه 12 . ( 5 ) . بلاذرى ، احمد بن يحيى ، انساب‌الاشراف ، ج 2 ، ص 121 .