بودند .
گفتم از سيره پيامبر صلى الله عليه وآله شروع كنم ، به احاديثى رسيدم كه امكان نداشت صحت داشته باشند ؛ مثلًا اينكه زمين روى شاخ گاو است ، گاو روى يك ماهى و . . . ! راوى اين چه كسى است ؟ وقتى سند آن را بررسى كردم ديدم سند آن روايات ابوالحسن البكرى است . « 1 » در اينجا لازم دانستم كه مصادر كتاب بحارالانوار را بررسى كنم و در اين بررسى ديدم كه علامه مجلسى در مصادر كتابش ، از دويست و پنجاه و چند مصدر شيعه نام مىبرد و از نود و چند مصدر سنى . من ديدم علامه مجلسى مىفرمايد كه ابوالحسن البكرى شيعه بوده است و دو دليل براى شيعه بودن او مىآورد : يكى اينكه اين حديث را در دهه ربيعالمولود « فى محضر من العلماء » مىخواندهاند . « 2 » دليل دوم آنكه او استاد شهيد ثانى بوده است .
دليل اول كه براى ما حجت نيست . براى اينكه در محضر علما ، از سيره ابن هشام هم ممكن است براى ما مطلبى درباره پيامبر صلى الله عليه وآله نقل كنند .
در مورد دليل دوم هم بحث و بررسى كردم . معلوم شد اين آقا استاد شهيد ثانى در روايت بوده و آن هم در اجازه روايتى كه سنى به شيعه ، و شيعه به سنى مىداد .
باز مطالعه كردم ؛ ديدم ابوالحسن البكرى دو نفرند : يكى در شام بوده و يكى در مصر . يكى نامش احمد است و ديگرى محمد . اين روايت ، مال آن مصرى است كه معروف است به وضّاع بودن و سه كتاب دارد : يكى درباره مولد پيامبر صلى الله عليه وآله و يكى در باب مقتل على عليه السلام ؛ كتابى هم درباره حضرت زهرا ( س ) نوشته كه مطالب اين كتابها از طريق بحارالانوار ، به كتابهاى ما تا منتهىالآمال منتقل شده است . پس احاديث اين آقايان ، در كتابهاى ما اين چنين وارد شده است . در بين علماى شيعه از گذشته تا به امروز ، كمتر كسى از علما به قدر علامه مجلسى به
هامش
( 1 ) . احمد بن عبداللّه بن محمد ، از احفاد خليفه اول ابوبكر است و در نيمه قرن سوم هجرى در گذشته است . ذهبى در شرح حال او مىنويسد : « واضع القصص التى لم تكن قط » و او غير از آن ابوالحسن البكرى محمد بن محمد بن عبدالرحمن است كه در سال 954 هجرى وفات يافته است .
براى اطلاع بيشتر از احوال ابو الحسن البكرى مراجعه كنيد به ميزان الاعتدال ، شرح حال احمد بن عبداللّه رقم الترجمة 440 و لسان الميزان ( رقم الترجمة 639 ) و اعلام زركلى ، ج 1 ، ص 148 .
( 2 ) . معلوم مىشود در آن وقت در اصفهان ، دهه ربيع المولود مىگرفتند .