تخطي إلى المحتوى الرئيسي

على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
مسير آنها رادر لابه‌لاى كتب حديث بيابند كه در كدام كتابها از آن اصل نقل كرده‌اند . اين بزرگترين خدمت است . البته بايد كافى ، استبصار ، تهذيب و . . . را هم تحقيق كرد و آن هم مهم است . اولين كسى كه اصول اربعمائة را جمع‌آورى كرده ، و در دست ما موجود است ، شيخ كلينى ( متوفاى 329 هجرى ) است كه چند اصل را در كافى گرد آورده است . كلينى ، بيست سال از اين شهر به آن شهر ، از اين ده به آن ده ، از نيشابور تا بغداد رفته است و آنچه به دستش رسيده ، جمع كرده است . « 1 » دومين كسى كه اصول را جمع كرده و خوب هم جمع كرده ، شيخ صدوق ( متوفاي 381 هجرى ) است . ايشان بيش از دويست جلد كتاب دارد . « 2 » بعد از ايشان هم شيخ طوسى ( متوفاى ، 460 هجرى ) است كه از اصول ، آن مقدار از اخبار فقهى را كه به دستش رسيده در استبصار و تهذيب جمع كرده است . « 3 » مطلب مهم ، اين است كه علماى ما از زمان شيخ صدوق ، با حديث ، دو گونه رفتار مىكردند : رفتار با احاديث فقهى ؛ رفتار با احاديث غير فقهى . آنها با احاديث فقهى يك رفتار خاصى داشتند . شيخ صدوق در بيش از دويست جلد از آثارش از كسانى روايت كرده است كه در من لا يحضره الفقيه از آنها روايت نمىكند ؛ شيخ طوسى در تبيان خود از كسانى چون عايشه و عبداللّه بن زبير روايت مىكند كه از آنها در استبصار و تهذيب روايت نمىكند . فقهاى ما - رضوان اللّه تعالى عليهم - مانند : آيت اللّه بروجردى و آيت اللّه خويى ، در احاديث فقهى ، سندا و متنا تحقيقاتى كرده‌اند كه بشر ، بيش از آن نمىتواند بكند و من با بحث علمى اثبات كرده‌ام « 4 » كه اگر كسى بخواهد به احكام اسلامى ( كه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله آورده ) برسد ، جز آنكه به رساله‌هاى فقهى فقهاى شيعه رجوع كند ، راهى ندارد .
هامش
( 1 ) . رجال نجاشى ، ص 266 . ( 2 ) . براى تفصيل بيشتر رجوع كنيد به مقدمه كتاب من لا يحضره الفقيه ، به توضيح استاد علىاكبر غفارى ، ج 1 ، ص ط . ( 3 ) . اين چهار كتاب ( كافى ، من لا يحضره الفقيه ، استبصار و تهذيب ) كتب اربعه شيعه ناميده مىشوند . و مصنفان آن ( محمد بن يعقوب كلينى صاحب كافى ، محمد بن على بن حسين بابويه قمى صاحب من لا يحضره الفقيه و محمد بن حسن طوسى صاحب استبصار و تهذيب ) به محمدون ثلاثه اول نيز معروفند . ( 4 ) . معالم المدرستين ، ج 3 ، ص 253 - 365 ، طبع چهارم ، 1412 هجرى .