به او فرمود : « بنويس ! » عرض كرد : « آيا مىترسيد كه فراموش كنم ؟ » فرمود : « نه ، نمىترسم ؛ چون از خدا خواستهام كه تو چيزى را فراموش نكنى ؛ اما براى شريكان خودت بنويس . » عرض كرد : « شريكان من چه كسانىاند ؟ » حضرت صلى الله عليه وآله به امام حسن عليه السلام - كه طفل كوچكى بود - اشاره كرد و فرمود : « اين فرزندت ، اولين آنهاست . » سپس به امام حسين عليه السلام - كه او هم طفل بود - اشاره كرد و فرمود : « دومى آنها اين فرزند است و نُه تن از نسل او . » « 1 »
حضرت على عليه السلام آنچه را بعد از ملاقات قبلى تا ملاقات فعلى به حضرت رسول
صلى الله عليه وآله وحى مىشد ، بر روى پوست به عمل آمده شتر « 2 » مىنوشت كه اسم اين مجموعه ، جامعه شد . در روايت آمده است كه جامعه هفتاد ذراع « 3 » بوده و هفده نفر از صحابه ائمه تا حضرت رضا عليه السلام آن را ديدهاند . « 4 »
ائمه از جامعه و از مصحف على ( يعنى همان قرآنى كه وحى بيانى هم داشت و نزدشان بود ) براى اصحابشان « 5 » روايت مىكردند و اصحاب مىنوشتند ، تا آنكه تعداد آنها به چهار صد اصل رسيد و اصول چهارصدگانه ناميده شد . شايد تعداد آنها بعدها بيشتر هم شده باشد .
اصلها كتابهاى بسيار كوچكى بودهاند . « 6 » دوتاى آنها الآن در دانشگاه تهران به نام اصل عُصفُرى وجود دارد .
بسيار لازم است كه اين « اصول اربعمائة » را حوزههاى علميه پيدا كنند و سرنوشت و
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 36 ، ص 232 .
( 2 ) . پوست شتر را وقتى به عمل مىآوردند شبيه كاغذهاى امروزى مىشد و قابليت نوشته شدن پيدا مىكرد . اين پوست را براى نوشتههايى به كار مىبردند كه مىخواستند به مدت طولانى باقى بماند . نمونههايى از اين پوست در موزه آستان قدس رضوى موجود است كه آيات و سورههاى قرآنى بر روى آنها نوشته شده است .
( 3 ) . كافى ، ج 1 ، ص 239 . حديث 1 ؛ بصائر الدرجات ، ص 151 - 152 ؛ وافى ، ج 2 ، ص 135 . ذراع از سرانگشت وسطى است تا آرنج .
( 4 ) . معالم المدرستين ، ج 2 ، ص 349 - 359 ، طبع چهارم ، 1412 هجرى .
( 5 ) . معالم المدرستين ، ج 2 ، ص 345 - 349 ، طبع چهارم ، 1412 هجرى . و نيز ر . ك : فصلنامه علوم حديث ، شماره 3 ، ص 141 ، مقاله اميرمؤمنان عليه السلام قديمترين سند حديثى ، محمدصادق نجمى .
( 6 ) . در اصطلاح محدثين مكتب اهل بيت عليهمالسلام ، اصل عبارت است از كتابى كه حاوى رواياتى است كه مصنف ، آن روايات را يا خود مستقيما از معصوم شنيده يا حداكثر با يك واسطه از معصوم نقل مىكند و در آن ، حديثى كه مصنف آن را از روى كتابى نوشته باشد ، نيست . نيز رجوع كنيد به معالم المدرستين ، ج 3 ، ص 258 ، طبع چهارم ، 1412 هجرى .