براى من بنويسيد و اسم گوينده و نام پدر و خاندانش را يادآور شويد !
آنچنان اين فرمان اجرا گشت و خودفروختگان و هوسرانان براى رسيدن به حطام دنيوى ، حديث جعل
كردند كه فضايل عثمان فزونى گرفت ! زيرا معاويه پول و خلعت و املاك و آنچه در دست داشت ، بىدريغ ، در اين راه به كار گرفته بود . هر شخص ناشناخته و بىارزش كه نزد كارگزاران معاويه مىرفت و چيزى را به عنوان حديث در منقبت و فضيلت عثمان نقل مىكرد ، مورد توجه قرار مىگرفت ؛ نامش را مىنوشتند و مقام و منزلتى در دستگاه حكومت مىيافت .
پس از مدتى فرمان ديگر معاويه صادر شد كه به كارگزاران خويش دستور داده بود : اينك روايات فضائل عثمان فراوان شده و در همه شهرها به گوش مىرسد ، مردم را دعوت كنيد كه فضايل صحابه و خلفاى اوليه را روايت كنند و حديثى در فضيلت ابوتراب نباشد مگر آنكه روايتى همانند آن را در فضل خلفاى نخستين و صحابه براى من بياوريد يا ضد آن را روايت كنيد . « 1 »
ابن عرفه معروف به نَفْطَوَيه مىنويسد :
« بيشتر احاديث دروغين كه فضائل صحابه را بازگو مىكند در ايام بنىاميه ساخته و پرداخته شده است آن هم به خاطر آنكه گوينده و سازنده آن به دستگاه خلافت تقرب يابد . » « 2 »
اين مختصرى بود از تاريخ روايت حديث در مكتب خلفا .
* * *
حديث پيامبر صلى الله عليه وآله در مكتب اهل البيت عليهمالسلام
اما در كتب اهل البيت عليهمالسلام . در نزد ائمه كتابى به نام جامعه وجود داشت كه داستانش چنين است :
آنچه بر پيامبر صلى الله عليه وآله وحى مىشد ، آخر شب ، على عليه السلام نزد ايشان مىآمد و پيامبر صلى الله عليه وآله بر او املا مىكرد . « 3 »
هامش
( 1 ) . روايت مدائنى در شرح نهجالبلاغه ابن أبىالحديد ، ج 3 ، ص 15 - 16 مندرج است .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . در بعضى روايات ديگر آمده كه شبانهروزى دو بار نزد پيامبر صلىاللهعليهوآله مىرفتند . الكافى . كتاب فضلالعلم ، ج 1 ، ص 64 ، تصحيح استاد على اكبر غفارى ؛ سنن ابن ماجه ، حديث 3708 من باب الاستئذان بكتاب الاذن .