مثال تكامل شريعت از حضرت آدم تا حضرت خاتم صلىاللهعليهوآله ، مانند تكامل علوم رياضى است از
دبستان تا دبيرستان و دانشگاه .
البته در شريعتهاى گذشته همه شريعت در همان كتاب آسمانىشان بوده است ، چه صحف آدم ، چه صحف ادريس و چه تورات موسى و . . . و ليكن در شريعت خاتم الانبياء به تفصيلى است كه بعدا خواهد آمد .
ثانيا : تمام پيامبرانِ صاحب شريعت ، پس از خودشان ، وصى بر شريعت داشتهاند .
در جلد دوم كتاب عقائد اسلام در قرآن كريم ، سلسله اوصياء از زمان حضرت آدم تا زمان حضرت خاتم صلىاللهعليهوآله بيان شده و تأكيد شده كه هيچ پيامبرى بدون وصى نبوده است .
وصى آدم ، شيث ( معروف به : هبة اللّه ) بود .
وصى نوح ، سام بود .
وصى موسى ، اليسع بود .
و وصى عيسى ، شمعون نام داشت .
و به همين گونه ، همه پيامبران ، اوصيايى داشتند . البته آن اوصياء از خودشان شريعتى نداشتند .
ثالثا : تا زمانى كه اوصياى انبياى صاحب شريعت در قيد حيات بودهاند ، آن شريعت و آن كتاب آسمانى ، محفوظ بوده است . ليكن وصى پيامبر صاحب شريعت كه وفات مىكرد ، آن شريعت و آن كتاب آسمانى ، از سوى « زورمندان » همان امت ، دستخوش « تحريف » و « كتمان » مىشد . همان كسانى كه خودشان را پيروان حضرت موسى بن عمران مىدانستند ، آن قسمت از تورات را كه مخالف هواى نفسشان بود تحريف يا كتمان مىكردند ، در شريعت عيسى بن مريم هم همين گونه بوده است . در كتابخانه دانشكده اصول الدين تهران ، نسخههايى از تورات و انجيل موجود است كه به ظهور پيامبر اسلام صلىاللهعليهوآله بشارت دادهاند ، و در چاپهاى بعدى تحريف شده است . « 1 »
و نيز امتهاى هر شريعتى ، « بدعت » ها و « غلو » هايى در شريعت خود وارد مىكردند ، چنان كه در قرآن كريم درباره ملت يهود مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . در آخر بحث خواهد آمد .