تخطي إلى المحتوى الرئيسي

على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
مثال تكامل شريعت از حضرت آدم تا حضرت خاتم صلىالله‌عليه‌وآله ، مانند تكامل علوم رياضى است از دبستان تا دبيرستان و دانشگاه . البته در شريعتهاى گذشته همه شريعت در همان كتاب آسمانىشان بوده است ، چه صحف آدم ، چه صحف ادريس و چه تورات موسى و . . . و ليكن در شريعت خاتم الانبياء به تفصيلى است كه بعدا خواهد آمد . ثانيا : تمام پيامبرانِ صاحب شريعت ، پس از خودشان ، وصى بر شريعت داشته‌اند . در جلد دوم كتاب عقائد اسلام در قرآن كريم ، سلسله اوصياء از زمان حضرت آدم تا زمان حضرت خاتم صلىالله‌عليه‌وآله بيان شده و تأكيد شده كه هيچ پيامبرى بدون وصى نبوده است . وصى آدم ، شيث ( معروف به : هبة اللّه ) بود . وصى نوح ، سام بود . وصى موسى ، اليسع بود . و وصى عيسى ، شمعون نام داشت . و به همين گونه ، همه پيامبران ، اوصيايى داشتند . البته آن اوصياء از خودشان شريعتى نداشتند . ثالثا : تا زمانى كه اوصياى انبياى صاحب شريعت در قيد حيات بوده‌اند ، آن شريعت و آن كتاب آسمانى ، محفوظ بوده است . ليكن وصى پيامبر صاحب شريعت كه وفات مىكرد ، آن شريعت و آن كتاب آسمانى ، از سوى « زورمندان » همان امت ، دستخوش « تحريف » و « كتمان » مىشد . همان كسانى كه خودشان را پيروان حضرت موسى بن عمران مىدانستند ، آن قسمت از تورات را كه مخالف هواى نفسشان بود تحريف يا كتمان مىكردند ، در شريعت عيسى بن مريم هم همين گونه بوده است . در كتابخانه دانشكده اصول الدين تهران ، نسخه‌هايى از تورات و انجيل موجود است كه به ظهور پيامبر اسلام صلىالله‌عليه‌وآله بشارت داده‌اند ، و در چاپهاى بعدى تحريف شده است . « 1 » و نيز امتهاى هر شريعتى ، « بدعت » ها و « غلو » هايى در شريعت خود وارد مىكردند ، چنان كه در قرآن كريم درباره ملت يهود مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . در آخر بحث خواهد آمد .