خليل كحاتم و نحو له سيرة كالمسك و أخلاقه كالعنبر .
بحث چهارم دربارهء تقسيم تشبيه به اعتبار وجهشبه است .
وجهشبه صفت خاصى است كه اشتراك مشبّه و مشبّهبه در آن قصد مىشود . مانند كرم در « خليل كحاتم » خليل مانند حاتم است ، در اين مثال وجهشبه « كرم » است و وجود آن در هردو قصد شده است ؛ و مانند « له سيرة كالمسك » منش او چونان مشك است ؛ و مانند « أخلاقه كالعنبر » خلقوخوى او مثل عنبر است .
توضيح : در اين دو مثال « بوى خوش » وجهشبه است . بوى خوش حقيقتا در هردو مشبّهبه وجود دارد ولى در هردو مشبّه اين بوى خوش به شيوهء تخيلى اثبات شده است يعنى تخيّلا « سيره » و « اخلاق » را نيز داراى بوى خوش مىپنداريم .
و اشتراك الطرفين قد يكون ادّعائيا بتنزيل التّضاد منزلة التّناسب و إبراز الخسيس فى صورة الشّريف تهكما أو تمليحا و يظهر ذلك من المقام .
و اشتراك مشبّه و مشبّهبه در وجهشبه گاهى ادعايى است [ نه واقعى ] بدينگونه كه تضاد بين مشبّه و مشبّهبه به منزلهء تناسب گرفته مىشود و فرومايه به صورت ارجمند جلوه مىيابد براى مسخرهكردن يا براى سخن نمكين گفتن ، و اينكه براى مسخره كردن است يا براى نمكين ساختن از موقعيت آشكار مىگردد .
و ينقسم التشبيه باعتبار وجه الشبه الى :
هامش
- و اما آنجا كه وجهشبه متعدد حسى باشد مانند :مهفهف وجنتاه * كالخمر لونا و طعمالاغراندامى كه دو گونهاش از رنگ و مزه شبيه شراب است .
در اين مثال « لونا » و « طعما » دو وجهشبه حسى است .
و وجهشبه متعدد عقلى مانند نفع و ضرر در اين شعر :طلق شديد البأس راحته * كالبحر فيه النفع و الضرركف دست او گشاده و بسيار سخت است بسان دريا كه هم سود دارد هم زيان .
در اين مثال نفع و ضرر دو وجه شبه عقلى است . و گاهى وجهشبه متعدد ، مختلف است . مانند اين شعر :هذا أبو الهيجاء فى الهيجاء * كالسّيف فى الرونق و المضاءاين در جنگ « ابو الهيجاء » است مانند شمشير در رونق و برندگى . وجهشبه در اين شعر يكى « رونق » است كه حسى است و ديگرى « مضاء » كه عقلى است . و « ابو الهيجاء » لقب عبد اللّه پسر حمدان عدوى است و هيجاء از نامهاى جنگ است .
و بدانكه هرجا وجهشبه حسى باشد بايد دو طرف آن نيز حسى باشد ، اما در وجهشبه عقلى لازم نيست مشبّه و مشبّهبه عقلى باشد چون حسى با عقلى درك مىشود .