بنابراين « وترا » مىتواند دو كاربرد داشته باشد :
1 - « وترا » اسم جامد و به معنى يكى از تارها باشد كه اين معنا نزديك و غيرمقصود است . 2 - و او عاطفه و « ترا » فعل از مادّهء « رؤيت » و به معنى مىبينى باشد كه اين به معنى دور و مراد است .
سألته عن قومه فانثنى * يعجب من افراط دمعى السّخى
و أبصر المسك و بدر الدّجى * فقال ذا خالى و هذا أخى
از او دربارهء قومش سؤال كردم به من متمايل گشت در حالى كه از زيادى اشك سرشارم شگفتزده مىشد .
به مشك و ماه تمام تاريكى نگاه افكند ، پس گفت : اين خال من و اين برادر من است .
فيه التورية فى لفظ « خالى » فمعناه البعيد المراد : النقطة السّوداء فى الخدّ و القريب أخ الأمّ و لفظة « أخى » هى الّتى هيّات « خالى » للتورية و هى بعيدة .
در لفظ « خالى » اين شعر توريه هست . معناى دور و مراد آن نقطهء سياه در گونه است و معناى نزديك آن برادر مادر است . و كلمهء « أخى » واژهء « خالى » را براى معناى دور توريه آماده ساخته است .
و ساقية تدور على الندامى * و تنهرهم لسرعة شرب خمر
سنشكر يوم لهو قد تقضّى * بساقية تقابلنا بنهر
و ساقيهاى كه بر نديمان مىچرخد و به جهت زود آشاميدن شراب بر آنان بانگ مىزند .
سپاسگزارى مىكنم روز سرگرمى كه سپرى شد همراه ساقيهاى كه ما را با رود رويارو مىكند . ( يا با سرزنش با ما روبهرو مىشود . )
السّاقية امرأة تسقى الرّاح و هذا هو المعنى القريب أو ساقية الماء و هو المعنى البعيد و كلّ منهما مذكور للتورية فى صاحبه و مهيىّ لها فيه .
« ساقية » زنى است كه شراب مىآشاماند و اين معنى نزديك است ، يا به معنى جوى آب مىآيد كه آن معنى دور است . [ در توريه همان قصد مىشود . ] و هركدام از اين دو كلمهء « ساقية » براى توريه در كلمهء ديگر ذكر شده است و آماده كنندهء توريه در آن است .
« كلّ منهما » : هريك از اين دو كلمهء « ساقية » كه يكى در آغاز مصراع اوّل و يكى در آغاز مصراع چهارم واقع شده است .
« مهيىّ لها فيه » : ضمير « لها » به توريه و ضمير « فيه » به « صاحب » باز مىگردد . يعنى هر كدام از اين دو كلمه زمينهساز توريه در كلمهء ديگر است .