معناى دور و مقصود ، نهرى است كه از ميان شهر « حماة » مىگذرد .
توضيح : « حماة » : يكى از شهرهاى شام است .
و كلمهء « عاصى » در اين شعر دو معنا دارد : 1 - عاصى گرفته شده از عصيان به معنى گناهكار كه معناى نزديك و غيرمقصود است . 2 - عاصى نام رودخانهاى است كه از شهر « حماة » مىگذرد و مورّىعنه و مقصود است .
فان ضيعت فيه جميع مالى * فكم من لحية حلقت بموسى
اگر تمام دارايىام را در راه او تباه كردم چهبسا ريشى كه به وسيلهء موسى تراشيدم .
فيه التورية المرشّحة بذكر اللحية و الحلق و هما يناسبان المورّى به و هو موسى الحديد و المورّى عنه الاسم المذكور .
در اين شعر توريهء مرشّحه هست و اين ترشيح با ذكركردن « لحية » ( ريش ) و « حلق » ( تراشيدن ) به وجود آمده است ؛ و اين دو با « مورّى به » يعنى معناى نزديك و غيرمقصود يعنى تيغ آهنى تناسب دارد و مورّىعنه نام ذكر شده است .
توضيح : « موسى » دو كاربرد دارد : 1 - به معناى تيغ . 2 - نام شخص .
در اين بيت مراد از « موسى » نام شخص است و همين معناى دور و مورّىعنه است . و منظور از « الاسم المذكور » نام شخص است .
يا عذولى فى مغنّ مطرب * حرّك الأوتار لمّا سفرا
لم تهزّ العطف منه طربا * عند ما تسمع منه وترا
اى كه مرا دربارهء آوازهخوان نشاطبرانگيز ملامت مىكنى ، تارها را حركت بده آنگاه كه پيدا شود .
انحراف و نرمىاى كه دارد نشاط را برنمىانگيزد هنگامى كه تو از آن مىشنوى و مىبينى .
و معناى نزديك آن چنين است : هنگامى كه تو تارى از آن مىشنوى .
فيه التورية فى لفظ « وترا » فانّ معناه البعيد المراد هو الرؤية و القريب أحد الأوتار و لفظ « تسمع » هيّأ قوله « وترا » للتّوريّة بالرّوية .
در لفظ « وترا » اين بيت ، توريه است . پس معناى دور و مقصود آن ديدن است و معناى نزديك آن يكى از تارهاست . و لفظ « تسمع » واژهء « وترا » را براى توريه به معنى ديدن آماده كرده است .