تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر البلاغة ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
باز او گفته است :
اين ماه دو هفته در نقاب است * يا حورى دست در خضاب است « 1 »
أو المبالغة فى الذّم كقول زهير : يا پرسش براى مبالغهء در نكوهش است ؛ مانند سخن زهير :
و ما أدرى و سوف إخال أدرى * أقوم آل حصن أم نساء
من نمىدانم و گمان مىكنم به زودى بدانم كه آيا آل حصن مردند يا زنند ؟ أو التّعجّب . يا پرسش و تجاهل براى تعجّب و ابراز شگفتى است ؛ مانند :
« أَ فَسِحْرٌ هذا أَمْ أَنْتُمْ لا تُبْصِرُونَ »
« 2 » آيا اين افسون است ؟ يا شما [ درست ] نمىبينيد ؟ حافظ گفته است :
يا رب آن شاه‌وش ماه‌رخ زهره‌جبين * درّ يكتاى كه و گوهر يك دانهء كيست
الى غير ذلك من الأغراض البديعيّة الّتى لا تحصى . تجاهل عارف براى غير اينها از هدفهاى بديعى كه به شماره نمىآيد به كار مىرود . گاه ممكن است استفهام براى جلب ترحّم باشد :
با دل سنگينت آيا هيچ درگيرد شبى * آه آتشناك و سوز سينهء شبگير ما عزم ديدار تو دارد جان بر لب آمده * بازگردد يا برآيد چيست فرمان شما

تمرين

بيّن الانواع البديعيّة فيما يلى .

تمرين

انواع صنايع بديعى را در موارد زير بيان كن . 1 - قال بعضهم فى وصف إبل : يكى از اعراب در وصف شترى گفته است :
صلب العصا بالضّرب قد أدماها * تودّ أنّ اللّه قد أفناها « 3 »
هامش
( 1 ) - گفتنى است : سكاكى تجاهل عارف را سوق المعلوم مساق غيره نام نهاده است . ( 2 ) - طور ، 15 ( 3 ) - « ضرب » لفظ مشترك ميان زدن با عصا و سير در زمين است ، زدن با عصا معنى نزديك و قصد نشده است و سير در زمين معنى دور و مقصود است . و مراد از توريه همان معناى دور است .