د - أن يقع العكس بين طرفى الجملتين . كقوله الشاعر :
د - اينكه واژگونكردن بين دو طرف دو جمله واقع شود ؛ مانند سخن شاعر : « 1 »
طويت باحراز الفنون و نيلها * رداء شبابى و الجنون فنون « 2 »
فحين تعاطيت الفنون و حظّها * تبيّن لى أنّ الفنون جنون
براى گرد آوردن فنون و دست يافتن به آنها رداى جوانىام را درهم پيچيدم با اينكه ديوانگى گونهگونه است . ( اقسامى دارد . )
پس هنگامى كه فنون و بهرهاش را فرا گرفتم برايم آشكار گشت كه قطعا فنون ، ديوانگى است .
در پايان بيت اوّل « جنون » مقدم و در پايان بيت دوم « جنون » مؤخر است .
و حافظ گفته است :
از ننگ چه گويى كه مرا نام ز ننگ است * وز نام چه پرسى كه مرا ننگ ز نام است
شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست * و افغان ز نظربازان برخاست چو او بنشست
ه - أن يكون العكس بترديد مصراع البيت معكوسا . كقول الشاعر :
ه - يا واژگونهكردن به تكرار وارونهء مصراع بيت است ؛ مانند سخن شاعر :
إنّ للوجد فى فؤادى تراكم * ليت عينى قبل الممات تراكم
فى هواكم يا سادتى متّ و جدا * متّ و جدا يا سادتى فى هواكم
قطعا شوق در دلم انباشته شده است كاش چشمم پيش از مرگ ، شما را مىديد .
در عشق شما اى سروران من از شوق مردم . از شوق مردم اى سروران من در عشق شما .
در اين شعر مصراع سوم بهطور وارونه تكرار شده است .
گفتنى است : « تراكم » در پايان مصراع اول اسم است به معنى انباشته شدن ، و در پايان مصراع دوم فعل است .
و در فارسى مانند اين بيت حافظ :
دلبر جانان من برده دل و جان من * برده دل و جان من دلبر جانان من
هامش
( 1 ) - اين شعر از ملا سعد تفتازانى است .
( 2 ) - مصراع نخست اين شعر اينگونه نقل شده است : طويت باحراز الفنون تجشّما . نگاه كنيد به انوار البلاغة ، ص 330