تو از مهر زرد و من از مهرزرد * تو از مهر « ماه » و من از « مهرماه »
20 - الجمع مع التقسيم :
الجمع مع التّقسيم أن يجمع المتكلّم بين شيئين أو أكثر تحت حكم واحد ثمّ يقسّم ما جمع أو يقسّم أوّلا ثمّ يجمع .
20 - جمع با تقسيم :
جمع و تقسيم اين است كه گوينده دو چيز يا بيشتر را زير يك حكم گرد آورد سپس آنها را كه جمع كرده است تقسيم كند .
قسمت نخست مانند :
« اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ »
« 1 »
خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مىكند و ارواحى را كه نمردهاند نيز به هنگام خواب مىگيرد ؛ سپس ارواح كسانى كه فرمان مرگشان را صادر كرده است نگه مىدارد و ارواح ديگرى را ( كه بايد زنده بماند ) باز مىگرداند تا سرآمدى معين ؛ در اين امر نشانههاى روشنى است براى كسانى كه انديشه مىكنند .
در اين آيه خداوند متعال ابتدا جمع كرده است بدينسان كه فرموده : روح مردم را به تمامى مىستاند ( چه هنگام مرگ و چه هنگام خواب ) سپس بدينگونه تقسيم فرموده است : آنان را كه اجلشان فرا رسيده روحشان را نگه مىدارد و آنان را كه اجلشان فرا نرسيده است روحشان را رها مىكند تا اجلشان فرا رسد .
و مانند سخن متنبى : « 2 »
حتّى أقام على أرباض خرشنة * تشقى به الرّوم و الصّلبان و البيع
للسّبى ما نكحوا و القتل ما ولدوا * و النّهب ما جمعوا و النّار ما زرعوا
تا اينكه بر كرانههاى شهر خرشنه سلطه يافت ؛ از او روم ، صليبها و معبدهاى نصارى به رنج افتاد .
پس همسرانشان براى اسارت ، فرزندانشان براى كشتن ، آنچه گرد آورده بودند براى غارت و آنچه كشته بودند براى آتش گرديد « 3 » .
هامش
( 1 ) - زمر ، 42
( 2 ) - ديوان متنبى ، ج 1 ، ص 403
( 3 ) - آقاى ابو معين حميد الدين حجت هاشمى خراسانى در شرح اين شعر نگاشتهاند :