اين را بينىها مىبويند و آن را دهانها مىبوسند .
تفريق در ادبيات فارسى نمونههاى فراوان دارد :
خسروى گفته است :
ابر چون تو كسى است نيسانى * زر كى بارد ابر نيسانا
و سلمان ساوجى گفته است :
نه چون نور رايت بود آفتاب * كه اين از خطا آيد آن از صواب
و سعدى سروده است :
ميان ماه من تا ماه گردون * تفاوت از زمين تا آسمان است
18 - التقسيم :
التّقسيم هو أن يذكر متعدّد ثمّ يضاف إلى كلّ من أفراده ماله على جهة التعيين نحو :
18 - تقسيم :
تقسيم اين است كه چند چيز ذكر گردد سپس حكم هريك از افراد با تعيين به آن ، نسبت داده شود .
[ تعيين و معينكردن حكم هريك ، تقسيم را از لف و نشر جدا مىسازد . ]
مانند سخن خداى متعال :
« كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَ عادٌ بِالْقارِعَةِ فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ وَ أَمَّا عادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عاتِيَةٍ »
« 1 »
ثمود و عاد آن حادثهء كوبنده را تكذيب كردند ؛ اما ثمود به [ سزاى ] سركشى [ خود ] هلاك شدند ، و اما عاد به [ وسيله ] تندباد توفندهء سركش نابود گشتند .
و در فارسى مانند اين شعر زيباى حافظ :
سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت * بادت اندر شهريارى برقرار و بر دوام
سال خرم فال نيكو مال و افرحال خوش * اصل ثابت نسل باقى تخت عالى بخت رام
و قد يطلق التقسيم على أمرين آخرين :
أوّلهما أن تستوفى أقسام الشّىء نحو قوله تعالى :
هامش
( 1 ) - الحاقّه ، 4 ، 5 و 6