13 -
سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ :
« 1 » اى جن و انس زودا كه به شما بپردازيم . « 2 »
14 -
« إِنَّا لَنَراكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ » :
« 3 » واقعا ما تو را در گمراهى آشكارى مىبينيم . « 4 »
15 - فتى كلّما فاضت عيون قبيلة * دما ضحكت عنه الأحاديث و الذكر « 5 »
جوانى كه هرگاه چشمهاى قبيلهاى خون فرو ريزد قصهها و ياد از او به خنده مىافتد .
بلاغة الاستعارة بجميع أنواعها
سبق لك أنّ بلاغة التشبيه آتية من ناحيتين ، الأولى طريقة تأليف ألفاظه و الثانية ابتكار مشبّهبه بعيد عن الأذهان لا يجول إلّا فى نفس أديب وهب اللّه له استعدادا سليما فى تعرّف وجوه الشّبه الدّقيقة بين الأشياء و أودعه قدرة على ربط المعانى و توليد بعضها من بعض إلى مدى بعيد لا يكاد ينتهى .
بلاغت همهء انواع استعاره
قبلا گذشت كه بلاغت تشبيه از دوسو پديد مىآيد : 1 - شيوهء تركيب واژههاى آن 2 - نوآورى در به كارگيرى مشبّهبهى كه دور از ذهنهاست به گونهاى كه نمىچرخد جز در جان اديبى كه خداوند به او استعداد سالم در شناخت وجهشبههاى دقيق ميان چيزها
هامش
( 1 ) - الرحمن ، 31
( 2 ) - آهنگ چيزى و توجه به آن را به فارغ شدن و دست كشيدن از كارها تشبيه كرده است و جامع در هردو همّت ورزيدن است . و لفظ دلالتكننده بر مشبّهبه را براى مشبّه استعاره آورد ، سپس از « فراغ » به معنى « خلو » ( فارغ شدن ) « نفرغ » را به شيوهء استعارهء تصريحيّهء تبعيّه مشتق ساخت ، و قرينهء آن حاليه است .
( 3 ) - اعرف ، 60
( 4 ) - كلمهء « فى » استعارهء تصريحيّهء تبعيّه است . آن « فى » كه دلالت بر ارتباط مىكند به آن « فى » كه دلالت بر ظرفيت مىكند تشبيه شده است و جامع در هردو تمكن و جاى گرفتن است ، پس تشبيه از آن دو كلى به جزئيات راه يافته است ؛ و « فى » از دوم براى اول به شيوهء استعارهء تصريحيهء تبعيه استعاره آورده ، شده است و قرينهء آن كلمهء « ضلال » است .
( 5 ) - چشمها را به رود تشبيه كرد ، جامع در هردو ريزش فراوان است . و لفظ دلالتكننده بر مشبّهبه را براى مشبّه استعاره آورد سپس آن را محذوف ساخت و با يكى از لوازم آن يعنى « فاض » بدان اشاره كرد . به شيوه استعاره اصليهء مكنيه . و « فاض » قرينهء آن و استعاره تخييليه است . و همينگونه شادمانى و نشاط را به خنديدن تشبيه كرد و جامع در هردو شادى است كه نفس در هردو مىيابد . و لفظ دلالتكننده بر مشبّهبه را براى مشبّه آورد ، سپس از « ضحك » به معنى شادمانىكردن « ضحك » به معنى شاد گشت را مشتق ساخت به شيوه استعاره تصريحيّهء تبعيّه .