زمان مجازى است نه وقوع آن در زمان .
2 - الإسناد إلى المكان ، نحو :
« وَ جَعَلْنَا الْأَنْهارَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمْ »
فقد اسند الجرى إلى الأنهار و هى أمكنة للمياه و ليست جارية بل الجارى ماؤها .
2 - اسناد به مكان ، مانند :
« وَ جَعَلْنَا الْأَنْهارَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمْ »
« 1 » و از زير ( آباديهاى ) آنها نهرها را جارى ساختيم . جارى شدن به نهرها اسناد داده شده است با اينكه رودخانه جاى آبهاست و جارى نمىشود ، آنچه جارى مىگردد آب رودخانههاست .
3 - الإسناد إلى السبّب ، نحو :
إنّى لمن معشر أفنى أوائلهم * قيل الكماة ألا أين المحامونا « 2 »
3 - اسناد به سبب ، مانند : به راستى من از جامعهاى هستم كه گروههاى نخستين آنان را نابود ساخت سخن جنگآوران كه مىگفتند : هان كجايند ياوران ما ؟
فقد نسبت الإفناء إلى قول الشّجعان ، هل من مبارز ؟
و ليس ذلك القول بفاعل له و مؤثر فيه و إنّما هو سبب فقط .
نابود ساختن به سخن دليرانى نسبت داده شده است كه « هل من مبارز » مىگفتند . ( آيا جنگآورى هست ؟ ) در حالى كه اين سخن فاعل نابودى و مؤثر در آن نبوده است ، اين سخن تنها سبب بوده .
[ آنچه آنان را نابود ساخته است پيكار قهرمانانه بوده است كه در پى اين سخنان پديد آمده است ] .
4 - الإسناد إلى المصدر كقول أبى فراس الحمدانى :
4 - اسناد به مصدر است ، مانند سخن ابو فراس حمدانى :
سيذكرنى قومى إذا جدّ جدّهم * و فى اللّيلة الظلّماء يفتقد البدر
به زودى قوم من مرا ياد خواهند كرد ، زمانى كه بكوشد كوشيدن آنان و در شب تيره ماه تمام جستجو مىشود .
هامش
( 1 ) - انعام ، 6
( 2 ) - « قيل » در اين شعر فعل مجهول نيست اسم به معنى « گفته و گفتار » است .
« كماة » : جمع « كمى » است و « كمى » دليرى است كه از سر تا به پا پوشيده از سلاح است .