و القرينة على مجازية ما تقدّم هى ذكر ما يمنع ارادة المعنى الأصلى . « 1 »
و قرينه بر مجاز بودن آنچه گذشت ذكر چيزى است كه مانع از ارادهء معنى اصلى مىشود .
در شناخت علاقهها نبايد به آنچه در كتاب ذكر شده است بسنده كرد ، علاقههاى ديگرى نيز وجود دارد ؛ مثل :
1 - علاقهء جنس :
مثل اطلاق زر و سيم بر دينار و درهم ، و آب و گل بر ساختمان ، و تخته بر تابوت .
2 - علاقهء تضاد :
بدينسان كه واژهاى به جاى واژهء متضاد با آن استعمال گردد .
3 - علاقهء غلبه :
و آن در مجازى است كه چيز يا وصفى بر چيز يا وصف ديگرى غلبه داده شده باشد .
4 - علاقه مشارفت و مقاربت :
بدينشكل كه پيش از وقوع فعل ، فعل را وقوع يافته ذكر كنيم ؛ مثل :
« فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ »
« 2 » يعنى « اذا أردت القرآة » .
پس چون قرآن مىخوانى از شيطان مطرود به خدا پناه بر .
المبحث الثالث « 3 » فى تعريف المجاز العقلى و علاقاته « 4 »
المجاز العقلى هو إسناد الفعل أو ما فى معناه من اسم فاعل ، أو اسم مفعول أو مصدر إلى غير ما هو له فى الظّاهر من حال المتكلّم لعلاقة مع قرينة تمنع من أن يكون الإسناد إلى ما هو له .
بحث سوم دربارهء تعريف مجاز عقلى و علاقههاى آن است .
هامش
( 1 ) - خوب بود اطلاق جمع بر مفرد و ماضى بر مستقبل و . . . نيز ذكر مىشد .
( 2 ) - نحل ، 98
( 3 ) - براى دريافت بهتر و پژوهش بيشتر دربارهء مجاز عقلى حتما به كتاب « كرانهها » ج 1 ، از صفحه 237 به بعد مراجعه فرماييد .
( 4 ) - اين مجاز عقلى ناميده شده است براى اينكه مجاز بودن آن از عقل فهميده مىشود نه از لغت ، به گونهاى كه در مجاز لغوى بود .