نمونههايى از اجتهاد خلفا در مقابل نصوص كتاب و سنّت
1 - خداوند عزّوجلّ در سورهى حشر / 7 مىفرمايد : ( ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا ) : « هر چه پيامبر براى شما آورد آن را بگيريد ، و از هر چه نهىتان كرد باز ايستيد » .
و در سورهى نجم / 3 - 4 مىفرمايد : ( وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى ) : « پيامبر هرگز از روى هواى نفس سخن نمىگويد * سخن او جز وحى مُنَزَل نباشد » .
و در سورهى نحل / 44 مىفرمايد : ( وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ ) : « و ما اين ذكر [ / قرآن ] را بر تو نازل كرديم تا آنچه را كه به سوى مردم نازل شده براى آنها بيان و روشن سازى » .
رسول خدا ( ص ) مسلمانان را به نشر حديث خود تشويق فرمود و مؤكَداً دستور داد تا آن را بنويسند . اما خلفا اجتهاد كردند و از نشر حديث پيامبر بازداشتند و نوشتنش را ممنوع ساختند و اين اجتهاد آنها حكمى اسلامى به شمار آمد ! سپس در تأييد اقدام خلفا ، از قول رسول خدا ( ص ) روايت كردند كه آن حضرت از نوشتن حديث خود نهى كرده است ! اين روش ادامه يافت و