مىشد ، همهى آن را به مسلمانانى كه حضور داشتند ياد مىداد ، و چون به مدينه آمد فرمود تا قران را بنويسند و حفظ كنند ، و مسلمانان براى نوشتن و حفظ آن از يكديگر سبقت مىگرفتند و بر هر چه از پوست و چوب و استخوان كه مىيافتند مىنوشتند ، و هنگامى كه رسول خدا ( ص ) رحلت فرمود ، امام على ( ع ) مجموعه آن را در كتابى واحد جمع كرد ، چنان كه برخى از صحابه - مانند ابن مسعود - نسخههاى مخصوص به خود را داشتند و ابوبكر نيز برخى از صحابه را مأمور كرد تا قرآن را در نسخهاى واحد گرد آوردند و آن را نزد امالمؤمنين حفصه به وديعت نهاد و بعد ، خليفه عثمان دستور داد تا نسخه مذكور را تكثير كنند و آن را به سراسر بلاد اسلامى فرستاد و مسلمانان هزاران نسخه از روى آن استنساخ كردند و سپس به صدها هزار و ميليونها ميليون رسيد و تا به امروز - دور از هرگونه تغيير و تبديلى - نزد آنها باقى ماند ؛ حالِ قرآن - در مثل - حال الفيّه ابن مالك است كه از زمان نوشته شدنش تا به امروز بدون تغيير باقى مانده است ؛ چون حوزههاى علميه همواره در هر دورهاى آن را تدريس مىكردند . و نيز ، تا به حال شنيده نشده كه در دورهاى از دورانها نسخه ديگرى از قرآن بوده كه با اين نسخهى موجودِ نزد ما - حتى در يك كلمه - اختلاف داشته باشد .
اما آنچه كه در برخى از احاديث مكتب خلفا يا مكتب اهلالبيت آمده ، اين روايات را هيچ يك از مسلمانان در هيچ دورانى نپذيرفتهاند ؛ بلكه در همان كتابهاى حديثى بر جاى مانده است .
و اما « مصحف فاطمه ( س ) » ، امامان اهلالبيت دربارهى آن گفتهاند : « آنچه در آن آمده اسامى حاكمانى است كه بر اين امت حكومت مىكنند ، و چيزى از قرآن در آن نيست » . و اين نامگذارى مانند نامگذارى كتابِ نحو سيبويه به « الكتاب » است كه مراد از آن « قرآن » نيست .
2 - « سنّت » در لغت به معناى : طريفه و روش ، و در عرف مسلمانان به معناى :
معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 522
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٥٢٢