تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
مقام ابراهيم ( ع ) به همان جائى بازگردانده شود كه رسول خدا ( ص ) در آنجا قرارش داده بود ، « 1 » و فدك را به وارثان فاطمه ( س ) بازگردانم ، « 2 » و پيمانه‌ى رسول خدا ( ص ) را بدانگونه كه بود برگردانم ، و زمين‌هاى بخشوده پيامبر ( ص ) به اشخاص را ، كه بدان‌ها نرسيد و اجرا نشد ، بدان‌ها تحويل دهم ، و خانه جعفر را از مسجد [ پيامبر ( ص ) ] جدا سازم و به وارثان او بسپارم ، « 3 » و احكام ظالمانه‌اى را كه صادر شده باطل گردانم ، « 4 » و زنانى را كه به ناحق در اختيار برخى از مردان قرار گرفته‌اند رها ساخته و آن‌ها را به شوهران‌شان بازگردانم و احكام ازدواج و ارث را درباره‌ى آن‌ها از سر بگيرم ، و نوادگان بنى تغلب را به اسارت درآورم ، « 5 » و
هامش
( 1 ) . در طبقات ابن سعد ( 3 / 284 چاپ بيروت ) ، تاريخ الخلفاى سيوطى ( ص 137 ) ، فتح البارى ( 9 / 236 ) ، تاريخ الكامل ابن اثير ( 2 / 439 چاپ اروپا و 2 / 217 چاپ مصر ) آمده است كه : « خليفه عمر مقام ابراهيم ( ع ) را كه چسبيده به خانه كعبه بود عقب كشيد و به محلّ كنونى انتقال داد . » و گفته شده : « عمر آن را به محل عصر جاهلىاش بازگدانيد ! » ( 2 ) . شرح داستان فدك در مباحث پيشين آمده است . ( 3 ) . خليفه عمر - بنابر نقل تاريخ الخلفاى سيوطى ص 137 - مسجد پيامبر را توسعه داد و برخى از خانه‌ها را داخل آن ساخت . ( 4 ) . مانند حكم عمر به « عَول » و « تعصيب » در ارث ، و حكم او به قطع دست سارق از مچ ، و قطع پا از مفصل ساق ، در حالى كه پيامبر ( ص ) فرموده است : « كف دست و پاشنه پا را نبايد قطع كنند » و نيز ، تأييد و تنفيذ حكم سه طلاق در يك مجلس و ديگر قضاوت‌هاى او و ديگران . ( وافى ) . ( 5 ) . مرحوم مجلسى در مرأة العقول گويد : « چون عمر جزيه را از آن‌ها برداشت آن‌ها ديگر اهل ذمّه نبودند و بدين خاطر اسارت نوادگان آن‌ها رواست ، چنان كه از امام رضا ( ع ) روايت شده كه فرمود : « بنى تغلب از نصاراى عرب بودند و از قبول جزيه سرباز زدند و از عمر خواستند تا آن‌ها را از پرداخت جزيه معاف گرداند و به جاى آن « زكات » مضاعف بدهند و عمر از بيم آنكه به روم بپيوندند با آنها مصالحه كرد و جزيه را از آن‌ها برداشت و « صدقه » مضاعف بر آن‌ها قرار داد و بدان راضى شدند . » بغوى گويد : « روايت شده كه عمر بن خطاب خواست تا از نصاراى عرب جزيه بگيرد كه گفتند : « ما عربيم و آنچه را كه عجم مىپردازند نمىپردازيم ! ولى از ما همان را بگير كه برخى از شما به عنوان صدقه از برخى مىگيرد » عمر گفت : « اين فريضه خدا بر مسلمانان است » گفتند : « هر چه خواهى ، به اين اسم و نه به اسم جزيه ، بر آن بيفزا ، و عمر با آن‌ها كنار آمد كه صدقه مضاعف از آنان بگيرد . »