سازد كه توفيق نيافت ! امام ( ع ) اين ماجرا را براى نزديكان خود اين گونه توضيح مىدهد :
« همانا شروع فتنهها از هواهائى است كه پيروى مىشوند و احكامى كه اختراع مىگردند . در آنها با حكم خدا مخالفت مىشود و مردمى بر مردمى ديگر حكم مىرانند . هان بدانيد كه حق اگر خالص و ناب باشد اختلافى نخواهد بود و باطل اگر خالص و ناب باشد بر خردمند پوشيده نماند . ولى بخشى از اين و بخشى از آن گرفته و آميخته و درهم مىشوند و در اين هنگام شيطان بر هوادارانش چيرگى يافته و آنان كه وعده نيك خدا را دريافت داشتهاند رستگار مىشوند ! « 1 »
من خود از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه مىفرمود : « چگونه خواهيد بود آنگاه كه فتنهاى شما را فراگيرد كه كودك را سالمند و سالمند را پير و فرتوت سازد و مردم بر مسير آن روند و « سنّتش » گيرند و اگر چيزى از آن تغيير يابد گفته شود : « سنّت تغيير يافت و مردم دچار منكر شدند ! » سپس اين بليّه شدت گيرد و نسلها اسير شوند و فتنها چنان در همشان كوبد كه آتش هيزم را ، و آسياب گندم را ! در چنين حالتى ، دين را براى غير خدا و علم را براى غير عمل مىآموزند و با كارهاى اخروى دنياطلبى مىكنند » .
راوى گويد : امام ( ع ) سپس رو به گروهى از اهلبيت و نزديكان و شيعيان خود كرد و فرمود : « حاكمان پيش از من در اقدامات خود به عمد با رسول خدا ( ص ) مخالفت كردند : پيمانش را نقض و سنتش را تغيير دادند . و اكنون [ چنان شده ] كه اگر بخواهم مردم را به رها كردنش وادارم و آن را به جايگاه اصلى خود و بدانجا كه در زمان رسول خدا ( ص ) بوده بازگردانم ، سپاهيانم از گردم پراكنده مىشوند تا آنجا كه تنها شوم يا با اندكى از شيعيانم كه برترى و وجوب امامتم از كتاب خدا و سنت رسول الله دريافتهاند ، بر جاى بمانم ! آيا مىدانيد كه اگر فرمان دهم
هامش
( 1 ) . اين حديث را سيد رضى ( ره ) تا بدينجا در نهج البلاغه خطبه ( 50 ) آورده است . .