عرق شرم بر جبين انسان مىنشاند ! « 1 »
و نارواتر از آن اينكه ، در ستايش اين مجتهدان حديثسازى شود و به رسول خدا ( ص ) منسوب گردد ! مانند آنچه خطيب بغدادى از ابوهريره از پيامبر ( ص ) روايت كرده كه فرمود : « در امّت من مردى مىآيد كه نامش نعمان و كنيهاش « ابوحنيفه » باشد . او چراغ امت من است . او چراغ امت من است . او چراغ امت من است ! » « 2 »
و اكنون نمىدانم بگويم : ملك ظاهر بيبرس بند قدارى - يكى از پادشاهان مصر از تيره غلامان - كه در سال 665 هجرى باب اين اجتهاد را مسدود و ممنوع ساخت ، به اسلام خدمت كرد يا خيانت ؟ ! « 3 »
و هر چه باشد ، باب اين اجتهاد يعنى عمل به رأى را هيئت حاكمه مكتب خلفا در زمان خلفاى راشدين گشود ؛ چنان كه بستن آن نيز به دست هيئت حاكمه همان مكتب انجام شد و همچنان تا به امروز پابرجاست !
* * * آرى وضع مكتب خلفا در امر اجتهاد و نامگذارى آن اينچنين بود . اما رهروان مكتب اهلالبيت در نامگذارى پيرو امامان خود شدند و اين علم را « فقه » و متخصص آن را « فقيه » ناميدند .
كشّى در كتاب « معرفة الرجال » در معرفى « فقهاى » پيرو ابوجعفر [ / امام باقر ] و ابوعبدالله [ / امام صادق ( ع ) ] گويد : « علماى اماميه بر تصديق اين گروهِ نخستين از اصحاب ابوجعفر و ابوعبدالله اتفاق نظر دارند و « فقيه » بودن آنها را پذيرفته و
هامش
( 1 ) . مراجعه كنيد : المحلّى ، اين حزم ، ج 11 ص 251 - 257 ، مسأله 2213 ، المستأجرة للزنا [ / زن اجاره داده شده براى زنا ! ] .
( 2 ) . تاريخ بغداد ، ج 13 ص 335 .
( 3 ) . مراجعه كنيد : خطط مقريزى ، ج 4 ص 161 . .