گفتهاند : فقيهترين آنها شش نفرند : زراره و معروفبن خربوذ و بريد عجلى و ابوبصير اسدى و فضيل بن يسار و محمد بن مسلم طائفى » و گفتهاند : « فقيهترين اين شش نفر زراره است . . . » « 1 »
و در معرفى « فقهاى » پيرو امام صادق ( ع ) گويد : « علماى ما بر تصحيح روايات صحيح اين گروه اجماع داشته و گفتار آنها را تصديق كرده و « فقيه » بودن آنها را پذيرفتهاند . اينها نيز - علاوه بر شش نفر پيشين - شش نفرند : جميل بن درّاج و عبدالله بن مسكان و عبدالله بن بكير و حمّاد بن عيسى و حمّاد بن عثمان و ابان بن عثمان » گويد : « و ابو اسحاق فقيه - يعنى ثعلبة بن ميمون - فقيهترين اينها را « جميل بن درّاج » مىداند و اينها جوانان اصحاب امام صادق ( ع ) بودهاند » .
و در معرفى اصحاب امام كاظم و امام رضا ( ع ) گويد : « اصحاب ما بر تصحيح روايات صحيح اين گروه و تصديق آنها اتفاقنظر دارند و بر « فقيه » و عالم بودنشان صحّه گذاشتهاند . و اينها شش نفر ديگرند . . . » « 2 »
و شيخ صدوق ( متوفاى 381 ه - ) نخستين مجموعه فقهى مكتب اهلالبيت را با تكيه بر حديث تأليف كرده و آن را « فقيه من لا يحضره الفقيه » « 3 » ناميده است . و شاگرد او شيخ مفيد ( متوفاى 413 ه - ) نيز اصول فقه را تأليف كرد . و نزد همگان معروف بود كه فقهاى مكتب اهلالبيت « فقه » را « اجتهاد » نمىناميدند ؛ چناكه شيخ طوسى در ابتداى كتاب مبسوط گويد : « اما بعد ، من همواره از مخالفان معاصر مىشنوم . . . كه مىگويند . . . كسانى كه قياس و اجتهاد را نفى مىكنند راهى به كثرت مسائل ندارند . . . » .
مصطلح « اجتهاد و مجتهد » در دورههاى بعد به كتابهاى اصول فقه مكتب
هامش
( 1 ) . معرفة الرجال ، كشّى ، ص 238 ، شماره 431 .
( 2 ) . همان ، ص 375 ، شماره 705 .
( 3 ) . يعنى : « فقيه كسى كه به فقيه دسترسى ندارد » . .