تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
اهل‌البيت و به اجازه‌هائى كه شيوخ براى روايت حديث به شاگردان خود اعطا مىكردند نيز ، سرايت كرد ! چون اجازه‌ها در ابتداى امر بدان خاطر اعطا مىشد كه شاگردان در روايت حديثِ معصومان مجاز باشند . سپس متحول گرديد و براى روايت كتاب‌هاى حديثى كه شاگر نزد استاد قرائت مىكرد يا از او مىشنيد نيز ، اعطا شد و بعد شمول بيشترى يافت و كتاب‌هاى حديث و غير حديث را ، كه شاگر بر استاد خود مىخواند ، همه را فراگرفت و با اين روند ، به گواهى نامه‌هاى علمى اعطائى فارغ‌التحصيلان مبدّل گرديد . « 1 » و چون به قرن هشتم هجرى مىرسيم ، در برخى از اين اجازه‌ها چنين مىيابيم كه علما را « مجتهدان » ناميده‌اند ؛ مانند توصيف فرزند علّامه حلّى از پدر خود ، كه در اجازه‌اش به شيخ محسن بن مظاهر ( 741 ه - ) نوشته است : « پدرم شيخ الاسلام ، امام مجتهدان » « 2 » و در اجازهء شيخ على نيلى به ابن‌فهد ( 791 ه - ) ، فرزند علامه حلّى چنين توصيف شده است : « شيخ و مولاى ما امام علامه خاتم مجتهدان » . « 3 » و در سده‌هاى پس از آن ، در برخى از اين اجازه‌ها ، رسيدن فارغ‌التحصيل به درجه اجتهاد با صراحت گواهى مىشود ؛ چناكه علّامه مجلسى در اجازه روايت مؤلّفات خود به نوه‌اش خاتون آبادى ( 1085 ه - ) رسيدن او به مرتبه اجتهاد را تصريح كرده است . « 4 » و در دوره‌هاى اخير ، فقهاى مكتب اهل‌البيت گاهى براى شاگردان خود گواهى خاص رسيدن به مرتبه اجتهاد صادر مىكنند .
هامش
( 1 ) . توضيح بيشتر آن در باب : « اتصال سلسله اسناد مشايخ در مكتب اهل‌البيت به امامان اهل‌البيت ( ع ) » در فصل‌هاى بعدى همين كتاب مىآيد . انشاءالله . ( 2 ) . بحارالانوار ، ج 107 ص 215 - 216 . ( 3 ) . همان ، ص 22 - 225 . ( 4 ) . همان ، ج 105 ص 29 . .