مىبست ! مگر دين چيزى جز رأى نيكوست ؟ » « 1 »
و از « على بن عاصم » گويد : « براى ابوحنيفه حديث پيامبر گفتيم و او گفت : « بدان عمل نمىكنم ! » گفتم : « از پيامبر است ؟ » گفت : « بدان عمل نمىكنم ! » .
و از « اسحاق فزارى » گويد : « نزد ابوحنيفه مىرفتم و دربارهى مسائل جنگ از او سئوال مىكردم . مسألهاى پرسيدم و او پاسخ داد و من گفتم : « از پيامبر در اينباره چنين و چنان روايت شده است » گفت : « ما را از اين [ روايات ] آسوده بگذار ! » « 2 »
و گويد : « ابوحنيفه چنان بود كه هرگاه با حديث پيامبر ( ص ) روبهرو مىشد با آن مخالفت مىكرد و غير آن را برمىگزيد ! » .
و گويد : « براى ابوحنيفه حديثى در ردّ السيف آوردم و او گفت : « حديثى خرافه است . »
و از « حمّاد بن سلمه » گويد : « ابوحنيفه با رأى خود به احاديث نگاه مىكرد و با رأى خود بدانها پشت مىنمود . يا ، به احاديث و سنن نگاه مىكرد و آنها را با رأى خود ردّ مىكرد ! » « 3 »
و از « وكيع » گويد : « ديديم كه ابوحنيفه با دويست حديث مخالفت كرد ! » « 4 »
و از « صالح فرّاء » گويد : يوسف بن اسباط مىگفت : « ابوحنيفه چهار صد حديث رسول خدا ( ص ) يا بيشتر را ردّ كرد . به او گفتم : « اى ابا محمّد ! ايا
هامش
( 1 ) . تاريخ بغداد ، شرح حال ابوحنيفه ، ج 13 ، ص 390 و 387 ، و كتاب المجروحين ، ابنحيّان سبتى ( متوفاى 354 ه - ) ج 3 ص 65 .
( 2 ) . تاريخ بغداد ، ج 13 ص 387 ، و ما يكى از روايات آن را رها كرديم . چون ابوحنيفه در آن مورد دشنام و ناسزا قرار گرفته بود .
( 3 ) . همان ، ج 13 ، ص 390 - 391 ، و كتاب المجروحين ، ج 3 ص 70 ، كه عبارت : « حديثى خرافه است » در اين كتاب است .
( 4 ) . همان . .